فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

 

 

زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد

 

خداوند انشالله اهانت کنندگان به رسول الله(ص) را به راه راست هدایت کند. پیامبر گرامی اسلام در زمان زندگی گرامیشان هم مورد اهانت های بسیاری قرار گرفتند و این ها هم از نسل همان افراد رذل و بی منطق زمانه اند. درود خداوند بر خاتم الاوصیا حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص)


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:26 | نویسنده : حبیب |

 

در سال ۶۱۷ میلادی (۶ ق.ه.)، رهبران مخزوم و بنو عبد شمس، دو خاندان مهم قریش، خاندان بنی هاشم (رقیب تجاریشان) را تحت محاصره اجتماعی و اقتصادی قرار دادند. به گفتهٔ آلفورد ولش در دانشنامه اسلام، ممکن است که آن بخش از داستان که در آن بنی هاشم مجبور شده به شهر خودشان(شعب ابیطالب) رفته و از تجارت و ازدواج با آن‌ها خودداری کند اغراق شده باشد و قرآن برخلاف سیره‌های پیامبر دربارهٔ این داستان سکوت کرده‌است. هدف این بود که بنی هاشم را تحت فشار قرار دهند تا دست از نگهبانی از جان محمد بردارد. این محاصره سه سال به طول انجامید اما در پایان شکست خورد زیرا هدفش را برآورده نمی‌کرد.

در سال ۶۱۹ میلادی (۴ ق.ه.) هم خدیجه همسر محمد و هم عمویش ابوطالب، درگذشتند. با درگذشت ابوطالب (که رهبری خاندان بنی هاشم را به دست داشت)، رهبری این خاندان به ابولهب که دشمن دیرینه محمد بود، سپرده شد. علاوه بر این اگرچه محمد در سال‌های پایانی هنوز پیروان اندکی به دست می‌آورد، اما در کل تلاش‌های او در مکه شکست خورده بودند. محمد برای یافتن یک پشتیبان و دعوت به اسلام، به طائف (از شهرهای معروف عربستان در نزدیکی مکه) رفت اما تلاش او با شکست روبه‌رو شد و مورد حمله و آزار مردم آن شهر نیز قرار گرفت. بنابراین ناچار به بازگشت به مکه شد و با کمک یکی از اهالی مکه به نام «مطعم ابن عدی» و پشتیبانی قبیله بنی نوفل، امکان ورود دوباره او به زادگاهش در شرایطی امن، فراهم آمد.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:24 | نویسنده : حبیب |

در سال ۶۱۵ میلادی (۸ ق.ه.)، برخی از پیروان محمد به حبشه هجرت کردند و تحت پشتیبانی نَجاشی، پادشاه مسیحی حبشه، آن جا ساکن شدند.

ابن سعد به دو هجرت مجزا اشاره می‌‌کند. به گفته وی اکثر مهاجرین گروه اول پیش از هجرت مسلمانان به مدینه به مکه بازگشتند در حالی‌ که گروه دوم در بازگشت مستقیماً به مدینه رفتند. ابن هشام و طبری اما از یک مهاجرت (از مکه به حبشه) سخن می‌‌گویند. این روایات مؤید این مساله هستند که آزار و اذیت شدن مسلمانان در مکه نقش بزرگی‌ در تصمیم محمد مبنی بر پیشنهاد مهاجرت به حبشه داشته است. گرچه مونتگومری وات نشان می‌‌دهد که سناریوی مهاجرت به حبشه خیلی‌ پیچیده تر از آنی‌ بوده است که در متون قدیمی‌ تاریخی آمده. او نتیجه می‌‌گیرد که دلایلی همچون اشتغال به تجارت -جهت رقابت احتمالی‌ با خانواده‌های تاجر مکه- و یا وجود نوعی تفرقه بین گروه‌هایی‌ از تازه مسلمانان در مهاجرت به حبشه نقش داشته است. بر اساس نامه معروف عروه (مندرج در طبری) اکثر مهاجران پس از قویتر شدن اسلام -به دنبال اضافه شدن عمر و حمزه به مسلمانان- به شهر خود باز گشتند. در عین حال داستانی کاملا متفاوت در مورد دلیل بازگشت مهاجران حبشه به مکه بیان شده است. این داستان که با نام «غرانیق» شناخته شده‌است در تاریخ طبری،تفسیر طبری، طبقات ابن سعد و اسباب التنزیل واقدی با سندهای مفرد نقل شده‌است. اما در سیره ابن هشام و (احتمالا) در سیره ابن اسحاق نقل نشده است. بر پایه این روایت، محمد هنگام خواندن سوره نجم، دو آیه را که شیطان به وی القا کرده بود خواند و وجود سه خدای مکه — که دختران الله خوانده می‌شدند — را پذیرفت، آن‌ها را ستایش کرد، و شفاعتشان را وارد دانست. اخبار این ماجرا به مسلمانانی که به حبشه هجرت کرده بودند رسیده و برخی از آن‌ها قصد بازگشت به مکه را کردند. این روایت‌ها ذکر می‌کنند که پس از فروآمدن جبرییل بر محمد و آگاه ساختن او، وی این آیه‌ها را پس گرفت. نوشته‌های دانشمندان اسلامی از قرن چهارم اسلامی به بعد شدیداً درستی ِ تاریخی این روایت را زیر پرسش بردند.[۵۶] مونتگومری وات این حادثه را به اندازه‌ای شگفت انگیز می‌داند که نمی‌تواند آن را به عنوان اختراع محض بپذیرد. او به استناد قرآن (حج، آیه ۵۲) بر این باور است که دست کم در وحی در یک مورد شیطان چیزی به او افکند. در مقابل دانشنامه اسلام دلیل وات را ناکافی می‌‌داند و می‌‌نویسد "داستان [غرانیق] در شکل فعلی آن به گونه ای که توسط طبری، واقدی و ابن سعد نقل شده تحت عنوان واقعیت تاریخی به دلایل مختلف قابل پذیرش نیست." این دانشنامه اما امکان وجود برخی‌ حقایق تاریخی پشت این داستان را منتفی نمی‌‌داند.

تقریباً همگی مسلمانان سراسر سده‌ها، این داستان را ساختگی دانسته و رد می‌کردند. بیش تر مسلمانان دوران معاصر تا پیش از انتشار رمان جنجالی «آیات شیطانی» در دهه ۱۹۸۰ میلادی به دست سلمان رشدی در این مورد، از این ماجرا آگاهی ای نداشتند.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:22 | نویسنده : حبیب |

File:Cave Hira.jpg

 

بنابر برخی روایت‌های اسلامی، محمد پیش از بعثت، هر سال چند هفته را در غار حرا به عبادت و تفکر می‌پرداخته‌است. زمانی که محمد چهل سال سن داشت، در یکی از شب‌های سال ۶۱۰. م (۱۳ ق.ه.)، جبرییل بر محمد ظاهر شد و ۳ بار به او گفت: «إقرأ — بخوان!» و سپس این آیه‌ها را برایش خواند:

(به عربی: إقرأ بِاسمِ رَبّك الّذي خَلَق. خَلَقَ الإنسانَ مِن عَلَق. إقرأ وربُّك الأكرَم، الَّذي عَلَّمَ بِالقَلَم، عَلَّمَ الإنسانَ ما لَم يَعلَم.)

بخوان به نام پروردگارت که آفرید. که انسان را از خون بسته (علق) آفرید. بخوان که پروردگار بسیار بخشنده‌است، آن که با قلم آموزش داد. به انسان آموخت آنچه را که نمی‌دانست. سوره علق، آیه‌های ۱ تا ۵

به نوشته پیترز نخستین سورهٔ وحی‌شده به محمد نامعلوم است و می‌تواند سوره‌های دیگری نیز باشد.

دعوت علنی و مخالفت‌های قریش

بر پایهٔ روایت‌های اسلامی، خدیجه زن محمد نخستین کسی بود که به پیامبری او ایمان آورد. کمی بعد علی پسرعموی ده ساله محمد، ابوبکر دوست نزدیک او و پسرخوانده‌اش زید بن حارث نیز به خدیجه پیوستند و نخستین کسانی بودند که به محمد ایمان آوردند.

بنابر سیره ابن اسحاق، محمد تا سه سال دین تازهٔ خود را پنهانی تبلیغ می‌کرد. بر پایهٔ روایت‌های اسلامی هنگامی که آیه «و خاندان خویشاوندت را هشدار ده!»[شعراء ۲۱۴] فروفرستاده می‌شود، محمد، خویشاوندان نزدیکش در بنی‌هاشم شامل بنی عبدالمطلب ابن عبد مناف را که ۴۵ نفر می‌شدند، دعوت می‌کند و ایشان را پند و اندرز می‌دهد: «ای پسران عبدالمطلب!... خدا به من فرمان داده‌است تا شما را به سویش فرابخوانم. چه کسی از شما مرا در این امر یاری خواهد کرد و برادر، وصی و جانشین من خواهد بود؟» و فقط علی که ۱۳ سال داشت، پاسخ داد. سپس محمد گفت: «این [علی]، برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. به او گوش فرادهید و از او پیروی کنید.» پس از این دیدار برخی از زنان بنی‌هاشم نیز اسلام آوردند.

بر پایهٔ روایت‌های اسلامی هنگامی که محمد مطمئن شد ابوطالب در برابر بزرگان قریش از او پشتیبانی می‌کند، بالای کوه صفا رفت و مردم را فراخواند و سپس درباره توحید(یگانگی خداوند) و باور به الله، پیامبری و روز رستاخیز با آن‌ها سخن گفت. مدتی بعد این آیه فروفرستاده می‌شود: «پس آن چه را بدان ماموری، آشکار کن و از مشرکان روی برتاب که ما شر ریشخندگران را از تو برطرف خواهیم کرد.»[حجر ۹۴] پس از آن محمد آغاز به مبارزه با بت‌پرستی می‌کند.

در آغاز دعوت بیش‌تر اهل مکه محمد را نادیده گرفتند، شماری او را مسخره کرده و برخی هم پیرو او شدند. کسانی که به محمد ایمان آوردند را می‌توان به ۳ گروه اصلی دسته بندی کرد: برادران جوان و فرزندانِ بازرگانان بزرگ مکه، افرادی که موقعیت اجتماعی دست‌اولشان را در قبیله‌شان از دست داده بودند و نتوانسته بودند آن را دوباره به دست آورند، و نهایتاً افراد ضعیف در مکه، به ویژه خارجی‌ها.

آغاز مخالفت‌ها با محمد، به گفتهٔ ابن سعد و ابن هشام پس از گفتن آیه‌هایی که در آن نیاکان بت‌پرست اهل مکه و پرستش بت‌ها محکوم شده بودند، و به گفتهٔ برخی دیگر از همان آغاز تبلیغ همگانی بود. افزایش شمار پیروان محمد باعث شد که او خطری برای قبیله‌های منطقه و حاکمان شهر بشود؛ زیرا ثروتشان به کعبه، کانون زندگی مذهبی مکه وابسته بود و محمد می‌خواست آن را برهم بزند. ردکردن مذهب سنتی مکه به ویژه برای قبیلهٔ خودش توهین‌آمیز بود؛ زیرا آن‌ها خود نگهبانان کعبه بودند. بازرگانان نیرومند مکه به قصد سازش، به محمد پیشنهاد دادند که اگر دست از تبلیغ بردارد به او اجازه ورود به حلقه درونی بازرگانان را بدهند و موقعیتش را با ازدواجی پر سود تثبیت کنند. محمد این پیشنهادها را نپذیرفت.

منابع تاریخی اسلامی مفصلاً آزار و اذیت محمد و یارانش را به ثبت می‌رساند. سمیه بنت خباب که به عنوان نخستین زن شهید اسلام شهرت دارد، بردهٔ ابوجهل بود. او با نیزهٔ اربابش به این دلیل که نمی‌خواست از اسلام برگردد، کشته شد. بلال حبشی، یک مسلمان بردهٔ دیگر، به دست اربابش امیة بن خلف شکنجه می‌شد؛ امیه سنگی، سنگین روی سینهٔ بلال می‌گذاشت تا او را مجبور کند دست از اسلام بردارد. محمد شخصاً به جز فحاشی، از دیگر اشکال آزار و اذیت جسمانی در امان بود؛ زیرا تحت پشتیبانی قبیله بنی‌هاشم بود.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:19 | نویسنده : حبیب |

 

محمد در دوران نوجوانی در جنگ‌های فجار شرکت کرد؛ اگرچه گزارش‌ها در جزئیات چگونگی شرکت او اختلاف نظر دارند. سن او در هنگام بروز این جنگ‌ها (که چندین سال طول کشید) ۱۴ تا ۲۸ سال بوده‌است.


پیمان حلف‌الفضول پس از جنگ‌های فجار در خانه «عبد الله بن جدعان» میان برخی از قبایل قریش منعقد شد تا به عدالت پایبند باشند و آن را برپا دارند و جمعا از ستمدیدگانی که قبیله ای در مکه ندارند حمایت کنند و محمد نیز در حالی که بیست ساله بود در آن عضویت یافت. محمد آورنده اسلام که در جوانی‌اش خود عضو یکی از این پیمان‌ها بوده می‌گوید؛ عوض کردن آن را با هیچ چیز دیگر خوش ندارد و حتی در دوره اسلام هم حاضر به پذیرفتن دعوت به آن‌گونه عهدی‌است.

محمد، گاه در حل اختلاف میان بزرگان شهر مداخله می‌کرد و راه‌کارهای عملی جهت حل‌وفصل اختلافات ارائه می‌کرده‌است. از سویی امانت‌داری و وفاداری نیز، از صفات برجسته محمد پیش از اسلام بوده‌است. تا جایی که گاه او را «محمد امین» می‌خواندند. محمد که مدت‌ها بود دیگر سرمایه‌ای برای بازرگانی نداشت، از سوی برخی سرمایه‌داران مکه، از جمله خدیجه، استخدام شد تا به‌نیابت از آنان به بازرگانی بپردازد. ارتباط کاری و تجاری محمد ۲۵ ساله و خدیجه که زنی بیوه و صاحب دو فرزند بود، به ازدواج انجامید و محمد از این وصلت دارای دو پسر (که در کودکی درگذشتند) و چهار دختر شد که بر اساس تمامی گزارش‌ها ازدواج موفقی بود.

با وجود این که در دوران جوانی محمد، بت پرستی در مکه مرسوم و معمول بود ولی محمد هرگز تفکرات بت پرستی نداشت و بت پرستی نکرد.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:18 | نویسنده : حبیب |

 

پیش از تولد محمد، عبدالله، پدرش، درگذشت. عبدالله بازرگانی بود که گاه با پدرش عبدالمطلب در امور تجاری همکاری می‌کرد. طبق روایات اسلامی، عبدالمطلب، پدر بزرگ محمد و بزرگ خاندان قریش، محمد را پس از تولد طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد. او ۲ سال در قبیله سعد بن بکر، شاخه‌ای از قبیله هوازن، نزد حلیمه بود (برخی از پژوهشگران غربی درستی ِ تاریخی سپرده شدن محمد به حلیمه را رد کرده‌اند). زمانی‌که آمنه، مادر محمد، به همراه محمد ۶ ساله و کنیزی به نام ام ایمن برای زیارت قبر شوهر و دیدار از خویشاوندانش راهی یثرب شد، در بازگشت در محلی به نام «ابواء» درگذشت. و پس از آن عبدالمطلب ۸۰ ساله، سرپرستی محمد را برعهده گرفت. هر چند محمد تحت سرپرستی عبدالمطلب (شخصی بانفوذ و رهبر مکه) قرار داشت؛ اما دوران یتیمی را با سختی‌های فراوان سپری کرد. یتیم بودن محمد از معدود موضوعات درباره زندگی محمد است که در قرآن بدان اشاره شده‌است: «آیا ما تو را یتیم نیافتیم؟».

در ۸ سالگی محمد، عبدالمطلب نیز درگذشت و ابوطالب، عموی محمد (که در آن هنگام نفوذ زیادی در مکه داشت) سرپرستی محمد را برعهده گرفت. محمد در ۱۲ سالگی همراه ابوطالب با کاروانی به شام سفر کرد. در منابع اسلامی مانند سیره ابن اسحاق و طبری نقل شده‌است که در این سفر با بحیرا سرجیوس (یک راهب مسیحی) دیدار کرد و بشارت پیامبریش را از وی شنید.

داستان‌های بسیاری در منابع اولیه در مورد محمد از دوران کودکی تا زمان اعلام پیامبری موجود است که از دیدگاه تاریخی، قابل اطمینان نیستند؛ زیرا تصویر محمد در این داستان‌ها بسیار متفاوت با چهره‌ای است که قرآن از محمد ارائه می‌دهد و این داستان‌ها از دیدگاه تاریخی بیش تر برای بررسی چگونگی تلقی مسلمانان از پیامبر خود اهمیت دارند.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:16 | نویسنده : حبیب |

 

نام عربی «محمد» به معنای «قابل ستایش» یا «ستوده»، که چهار بار در قرآن تکرار شده‌است، رایج‌ترین نام پیامبر اسلام است. وی همچنین به «الامین» (قابل اعتماد) معروف بود. محمد اسامی بسیار دیگری دارد، از جمله «اسامی مقدس» که به باور مسلمانان خداوند به او بخشیده و در موقعیت‌های متفاوت به آن نام‌ها خوانده شده‌است. از بین این نام‌ها، «احمد» (به معنای مورد ستایش‌ترین) به عنوان نام آسمانی و باطنی پیامبر، بیشتر مورد توجه‌است و باور دانشمندان اسلامی طی قرون متمادی بر این بوده‌است که وقتی عیسی از فرمانروایی فارقلیط (پاراکلتوس) در آینده سخن می‌راند، به احمد اشاره دارد. همچنین قرآن برای خطاب‌قراردادن پیامبر، از برخی دیگر از اسامی چون: نبی (پیامبر)، رسول (فرستاده)، طاها (تطهیرکننده، پاک و راهنما)، یاسین (مرد کمال)، مصطفی (برگزیده)، عبدالله (بندهٔ عالی خدا)، حبیب‌الله (محبوب خدا)، ذکرالله (یادآور خدا)، امین (مورد اعتماد)، سراج (روشنگر راه راست)، منیر (روشنگر جهان)، هدی (رهنمای حقیقت)، غیاث (یاری‌کننده)، بشیر (هشداردهنده)، نذیر (یادآور)، مذکر (تذکّردهنده)، شهید (گواه) و مبشر (حامل خبر خوش)، بهره می‌جوید. گاهی محمّد، با توجه به موقعیت او در هنگام وحی، با نام‌هایی مورد خطاب قرار گرفته‌است: به طور مثال او در قرآن در آیات ۷۳:۱ و ۷۴:۱، مزمّل و مدثر (به معنی «جامه به‌خود پیچیده») خوانده شده‌است. قرآن در برخی آیات تفاوت قائل‌شدن بین پیامبران را منع می‌کند. همچنین در احزاب ۴۰، محمّد را «خاتم‌النبیین» می‌خواند.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:14 | نویسنده : حبیب |

 

درباره زندگانی محمد، گزارش‌های فراوان و روشنی در متون تاریخی آمده‌است، ولی مانند هر شخصیت تاریخی پیش از دنیای مدرن، تمام جزئیات زندگی او مشخص نیست.از این‌روی که محمد از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ است، زندگانی، اعمال و افکار او طی قرن‌ها بین موافقان و مخالفانش مورد بحث بوده‌است و این سبب شده تا نگاشتن یک زندگی‌نامهٔ از او دشوار باشد. برای این منظور هم فهم اسلامی از وی به عنوان یک پیامبر و هم فهم عقلانی دانشمندان غربی بر مبنای فلسفه های مدرن باید در نظر گرفته شود.

منابع دست اول شناخت زندگانی محمد عبارت است از قرآن، گفته های محمد در قالب حدیث و آنه از کردار وی به صورت سنت ثبت شده است. همچنین زندگی نامه هایی تحت عنوان سیره نبوی در سده های 8 و 9 میلادی نگاشته شده است. قابل‌اطمینان‌ترین منبع برای بازسازی زندگی محمد، قرآن است. قرآن اشاراتی اندک و غیر منسجمدرباره زندگی محمد دارد، اما در مواجهه با رخدادهای تاریخی متغیر روزگار محمد، تصویری باثبات و صریح از او به دست داده و دربرگیرندهٔ اطلاعات نهان فراوانی از زندگانی محمد است. قرآنی که هم‌اکنون در دسترس است، عموماً در محافل آکادمیک به عنوان همان کلام خارج‌شده از زبان محمد، در نظر گرفته می‌شود؛ زیرا تلاش‌ها برای یافتن آنچه متن دست‌نخورده و اولیهٔ قرآن، متنی که تفاوتی پراهمیت نسبت به متن امروزی قرآن داشته‌باشد، ناموفق بوده‌است.

برای کشف و فهم تاریخی رویدادهای زندگی محمد، در درجهٔ دوم، آثار تاریخی مورخان در قرن سوم و چهارم هجری در دنیای اسلام می‌باشد که شامل زندگی‌نامه‌های سنتی نوشته‌شده توسط مسلمانان و گفتارهای منسوب به اوست (سیره و حدیث). قدیمی‌ترین زندگی‌نامه از محمد، نوشتهٔ ابن اسحاق با عنوان «زندگی رسول خدا» (نوشته‌شده در ۱۲۰ تا ۱۳۰ سال پس از درگذشت محمد) است که متن اصلی آن از بین رفته‌است،  ولی بخش‌هایی از آن در آثار نوشته‌شده توسط تاریخ‌نگاران بعدی، ابن هشام و طبری به جای مانده‌است. بسیاری اگرچه نه همهٔ محققین درستی و صحت این زندگی‌نامه‌های قدیمی را پذیرفته‌اند، با این وجود میزان صحت آن‌ها قابل تعیین نیست. در درجهٔ آخر اهمیت مجموعهٔ احادیث (شامل گزارش‌هایی از گفتارها و رفتارهای محمد) هستند که چندین قرن پس از درگذشت محمد نگاشته شده‌است و اکنون در دسترس‌اند که می‌توان به آن‌ها به عنوان آنچه که در حافظهٔ طولانی‌مدت جامعهٔ مسلمانان با انگیزهٔ تقلید و پیروی از محمد باقی مانده‌است، نگریست. به احادیث به عنوان منابع دقیق تاریخی، با احتیاط می‌نگرند. به تعبیر سید حسین نصر هرچند محققان پوزیتیوست، احادیث شفاهی روایت شده توسط مسلمان را معمولا بی اعتبار می دانند، این احادیث نقشی اصلی را در فهم مسلمانان از محمد ایفا می کند.

تعداد اندکی از منابع نگاشته‌شده توسط غیرمسلمانان نیز موجود است که به گفتهٔ نیگوسیان وجود تاریخی محمد را تأیید کرده و برای تقویت صحت آنچه توسط مورخان مسلمان نوشته شده‌است، سودمندند. دسته دیگری از منابع، نوشته های مسیحی سده های میانه است که با شیوه جدلی محمد را به عنوان خارج از دین یا حتی ضدمسیح تصویر کرده است. به نوشته نصر، آثار محققان غربی مدرن که از سده 18 به بعد تالیف شده است دسته دیگری از آثار است که رویکردی تاریخی تر به موضوع دارند، متاثر از مکاتب فلسفی و کلامی مدرن غرب هستند و پیامبری محمد را رد می کنند. این نوشته ها بیشتر بر جنبه ها و عوامل انسانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی توجه دارند نه امور دینی، اعتقادی و روحانی. تنها در اواخر سده بیستم نویسندگان غربی روش های علمی مدرن غربی را با یکدلی نسبت به مووع مطالعه تلفیق کردند و بخصوص به واقعیت های دینی و روحانی درگیر در مطالعه زندگی محمد توجه کردند.

از مهم‌ترین دشواری‌ها در نوشتن زندگی‌نامه محمد، نبود منابع کافی و ابهامات پیرامون عربستان پیش از اسلام است که امکان مطالعه تطبیقی و بررسی فضایی که اسلام به آن پاسخ می‌داد را سلب می‌کند. هیچ تاریخ نگاری برای شرح فضای سیاسی رایج و هیچ متن مقدسی برای شرح فضای دینی و هیچ طوماری برای شرح اختلافات فرقه‌ای، در پیش از اسلام، موجود نیست. به جای آن مقادیر متنابهی شعر وجود دارد که استفاده و بررسی صحت آن‌ها دشوار است.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:8 | نویسنده : حبیب |

 

محمد بن عبداللّه(زادهٔ ۵۷۰ در مکه – درگذشتهٔ ۶۳۲ میلادی در مدینه) (۵۳ قبل از هجرت -۱۱ هجری قمری) بنیان‌گذار و پیامبر اسلام و به اعتقاد مسلمانان، آخرین پیامبر در سلسلهٔ پیامبران الهی و تحویل‌دهندهٔ کتاب قرآن و تجدیدکننده آیین اصلی و تحریف‌نشدهٔ یکتاپرستی (دین حنیف) است. او هم‌چنین به عنوان یک سیاست‌مدار، رئیس دولت، بازرگان، فیلسوف، خطیب، قانون‌گذار، اصلاح‌گر، فرمانده جنگی، و برای مسلمانان و پیروان برخی مذاهب، مأمور تعلیم فرمان‌های خدا به شمار می‌رود.محمد در فهرست صد نفره ای که از سوی مایکل اچ هارت تنظیم شده،به عنوان تأثیرگزار ترین شخصیت تاریخ بشر انتخاب شده است.

 

وقایع مربوط به زندگانی محمد نسبت به دیگر پیامبران پیش از وی به صورت کامل‌تری در معرض قضاوت تاریخ قرار گرفته و راجع به او گزارش‌های فراوانی در متون تاریخی آمده، گر چه مثل سایر شخصیت‌های تاریخی پیش از دنیای مدرن، تمامی جزئیات زندگی اش روشن نیست و طی قرن‌ها بین موافقان و مخالفانش مورد مناقشه بوده‌است. او در سال ۵۷۰ میلادی (۵۳ ق.ه.)، در مکه در سرزمین حجاز در شبه جزیره عربستان به دنیا آمد. در دوران جوانی به بازرگانی مشغول بود، و نخستین بار در ۲۵ سالگی ازدواج کرد. ناخشنود از روش زندگی مردم مکه، محمد گَه‌گاه، مدتی را در غار حرا در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تفکر و عبادت می‌پرداخت. به باور مسلمانان، محمد در همین مکان و در حدود ۴۰ سالگی از طرف خدا به پیامبری برگزیده شد و وحی بر او فروفرستاده شد. در نظر آنان، دعوت محمد همانند دعوت دیگر پیامبرانِ کیش یکتاپرستی مبنی بر این بود که خداوند (الله) یکتاست و تسلیم شدن برابر خدا راه رسیدن به اوست.

طی ۱۳ سال دعوت در مکه، تعداد اندکی به اسلام گرویدند که با مخالفت برخی قبیله‌های قریش روبه‌رو شدند و با آنان با خشونت رفتار می‌شد. محمد برای رهایی از این آزار و اذیت‌ها به همراه پیروانش، در سالی که بعدها مبدأ تقویم هجری شمسی و قمری شد، به شهر یثرب (که بعدها مدینةالنبی نامیده شد)، هجرت کرد. او در مدینه توانست قبایل در حال جنگ را متحد کند و جامعه نوینی موسوم به امت را تشکیل دهد و دولتی تأسیس کند. بین مسلمانان با قبایل مکه و هم پیمانان آنها جنگ درگرفت و سرانجام پس از هشت سال جنگ با مکه، محمد به همراه پیروانش که تا آن زمان به بیش از ده هزار نفر بالغ شده بودند، مکه را بدون خونریزی فتح کرد. بتدریج و بخصوص پس از فتح مکه بیشتر مردم شبه جزیره عربستان به اسلام گرویدند و در قالب امت واحد اسلام قرار گرفتند. محمد ده سال پس از هجرت، و چند ماه پس از بازگشت از حجةالوداع، بیمار شد و درگذشت.

آیات یا نشانه‌های خداوند که به باور مسلمانان، به صورت وحی به محمد رسیده و تا هنگام درگذشتش توسط او اعلام می‌شد، قرآن را تشکیل می‌دهد و آنان تا به امروز این کتاب را به عنوان «کلام خدا» گرامی داشته‌اند. در کنار قرآن، زندگی محمد (سیره) و روایات گردآوری‌شده از او (سنت) نیز برای مسلمانان به عنوان منابع اصلی دین اسلام اهمیت دارد.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:5 | نویسنده : حبیب |

حجاب مانند اولین خاکریز جبهه است

که دشمن برای تصرف سرزمینی حتما باید اول آن را بگیرد

افسران - چادر و در سوخته... !


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 17:38 | نویسنده : حبیب |

 

جشن خدا بـه وسعت دنیا مبـارک است

 

            تکرار عیـد دیگـر «طاهـا» مبـارک است

 

                         در لیلـــۀ ولادت پیغمبــــر عظیــــم

 

                         میـلاد علـم و دانش و تقوا مبارک است

 

                                  بـر «باقـرالعلـوم» کـه آیینـۀ خـداست

 

                                        دیــدار روی حـیِّ تعالـی مبـارک است

 

                                                 عیــدِ ولادتِ ششمیـن حجّــت خــدا

 

                                                  بر احمد و به حیدر و زهرا مبارک است

 

                                                            آییـن مـاست جعفـری از لطـف کبـریا

                                                                 این عید عید ماست که بر ما مبارک است  

 


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 18 دی 1393برچسب:, | 21:45 | نویسنده : حبیب |




برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 18 دی 1393برچسب:, | 21:40 | نویسنده : حبیب |

 

در هفدهم ربیع الاول 

فرشتگان عرش، در انتظارند تا سرزمین مدینه از درخشش ششمین آفتاب امامت، منور شود.

 در خانه امام محمد باقر علیه‏السلام ، چشمه چشم‏های منتظر می‏جوشد

تا از دیدن رخسار کودکی یوسف‏ جمال، زلال شود.

سپیده صبح صادق، دمیده از سمت اشراق مدینه! لعل لب فرشتگان، مترنم از نوای خوش بشارت است؛

 

 دشتی از اقاقیا و داوودی، تا پای خانه پرنور باقرالعلوم صف کشیده ‏اند و

 

چشم دوخته ‏اند بر جمال بی‏ مثال گل تازه دمیده‏ اش.

 

 

 

عاقبت، انتظار به پایان می‏رسد.

 

ششمین حجت خدا چشم برجهان می‏گشاید.

 

 

 

 

سلام بر تو ای خزانه دانش خداوند، ای ششمین ستون معرفت،

 

ای آن که خون زلال فضیلت وعلم، در رگ‏های تو جریان دارد.  

 

سلام بر تو که هفدمین روز ربیع، با گام‏های نورانی ‏ات آغاز می‏شود و خاک مدینه را تپش‏های مقدس

 

قلبت به شکفتن می‏خواند. تو صادق آل محمدی، آن گونه بزرگی که خجستگی ولادتت،

 

با میلاد بزرگْ پیامبر خداوند مقارن شده است.

 

 

 

هنوز صدای رسای تدریست، گوش فرزندان تاریخ را می‏نوازد و شاگردانت، برجسته ‏ترین چهره  ‏ها در

 

گستره علوم فقهی و طبیعی به شمار می‏روند. تو آن رود بزرگی که تا جهان باقی است،

 

مذهب سر فراز تشیع، از شعبه‏ های پاکش سیراب خواهد شد.

 

امروز، روز میلاد مشق دانایی است؛ روز تحریر حکمت و شکفتن معرفت.

 

 

 

 

حجت ششم! مسجد مدینه، آذین شده است برای طلوع انوار آسمانی فقه تو.

 

ستون‏ هایش، گوش سپرده ‏اند، شیوایی کلام فاضلانه‏ ات را.

 

وجب به وجب زمین مدینه، عطر ملکوت گرفته است.

 

فقه، می‏جوشد از لحظه‏ های پرنور و صادقانه ‏ات.

 

مکتب توحیدی‏ات، در لحظه لحظه «شیعه بودن» شناور است.

 

یک عمر، درّ گران‏بهای احکام خدا، از صدف «قال الصادق» تو تراویده است.

 

«قال الصادق»های تو، ستاره پاشیده است بر تارک چند صد سال اجتهاد و فقاهت.

 

مولا جان! شیعه اگر زنده است، شیعه اگر پویاترین مکتب دنیاست، شیعه اگر اوج گرفته بر

 

 آسمان بالندگی، همه به یمن تلألوی علم لدنی توست.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 18 دی 1393برچسب:, | 21:40 | نویسنده : حبیب |

سرود بلبل طبعم، هوای حضرت صادق

زبان گشود به مدح و ثنای حضرت صادق

به روز حشر و قیامت، نه ترس باشد و بیمم

به دل همی بُوَدم گر ولای حضرت صادق



برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 18 دی 1393برچسب:, | 21:38 | نویسنده : حبیب |
نسیم یار وزیده، در این هوای نفس گیر
تو را صدا زنم امشب به گریه های نفس گیر

 

قرار من! راهی ام کردی به دشت بی قراری
بهار من! از خزان قلب من خبر نداری
نگار من! نقش عشقت را به سینه می نگاری



قرعه را بر نام ما زدی آقا

 

تا ابـــد ارباب ما شدی آقــــــا

 

حضــــرت صادق! خوش آمدی آقا

برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 18 دی 1393برچسب:, | 21:35 | نویسنده : حبیب |


برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 25 شهريور 1393برچسب:, | 10:47 | نویسنده : حبیب |
http://www.dlnew.ir/pic(asr-entezar.ir)/emam-reza-23.jpg
 
نام: علی علیه السلام
کنیه: ابو الحسن
لقب معروف: رضا علیه السلام
القاب دیگر: رضی، صابر، ضامن آهو، حمید، فاضل، صدیق
نام پدر: امام موسی بن جعفرعلیه السلام
نام مادر: نجمه خاتون علیها السلام
محل ولادت: مدینه طیبه
تاریخ ولادت: یازدهم ذی القعده سال صد و چهل و هشت هجری
عمر مبارک:‌ پنجاه و پنج سال
مدت امامت: 20 سال
نقش نگین انگشتر: (ماشاء الله لا قوة إلا بالله)
شهادت:آخر صفر سال 203 هجری
علت شهادت:مسمومیّت به واسطهٔ انگور زهرآلود
محل دفن:مشهد مقدس
نام قاتل: مأمون پسر هارون الرشید لعنة الله علیهما.

برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 12 شهريور 1393برچسب:, | 11:13 | نویسنده : حبیب |

 

1- آثار گریه ی بر امام حسین علیه السلام
اگر بر حسین بگریی چندان که اشک هایت بر گونه ات جاری شود خداوند هر گناهی را که مرتکب شده ای می آمرزد. [بحارالانوار ج44 ص286]
2- اندوه در روز عاشورا
«هر کس در روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد خداوند روز قیامت را روز شادی و سرورش گرداند.»[ میزان الحکمه ح13011]
3- فواید زیارت امام رضا علیه السلام
«هیچ یک از دوستان مرا با شناخت حقم زیارت نمی کند مگر این که در روز قیامت شفاعتم از او پذیرفته می شود.» [وسائل الشیعه ج10 ص433]
4- ترک دنیا
«از ما نیست آن که دنیای خود را برای دینش و دین خود را برای دنیایش ترک گوید»[بحارالانوار ج78 ص346]
5- دعا کردن بدون تلاش
«هر کس از خدا توفیق بخواهد و تلاش نکند خود را مسخره کرده است.»
6- راهکار امور
«آن که کار را از راهش بجوید نمی لغزد و اگر بلغزد راه چاره دارد» [نزهة الناظر ص137]
7- سلام نامناسب به فقیر
هر کس فقیر مسلمانی را ملاقات کند و برخلاف سلامی که بر ثروتمندان می کند او را سلام گوید روز قیامت خدا را در حالی ملاقات کند که بر او خشمگین باشد. [عیون اخبار الرضا ج1 ص52]
8- حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
«هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام ظهور کند زمین به نور پروردگارش روشن می شود» [بحارالانوار ج52 ص321]
منبع: گنجینه مقدس(زندگینامه و سوگنامه پیشوایان اسلام) حسین مقدسی امیری

برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 12 شهريور 1393برچسب:, | 11:12 | نویسنده : حبیب |

دانلود سرود ، مولودی ، مداحی و مدیحه سرایی ولادت حضرت امام رضا (ع)

 

مرکز دانلود ایران


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 12 شهريور 1393برچسب:, | 11:11 | نویسنده : حبیب |

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

عکس های ولادت امام رضا (ع)

 

برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 12 شهريور 1393برچسب:, | 11:9 | نویسنده : حبیب |

در برج ولا مهر جهان تاب علیست / در شهر علوم نبوی، باب علیست

از اول خلقت بشر تا امروز / مظلوم ترین شهید محراب علیست

التماس دعا

ghadr%5B20patogh%20(3) پیامک های ویژه شب قدر و شهادت حضرت علی (ع)

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به شهر کوفه در محراب طاعت / علی شد کشته در حال عبادت

ز پـور ملجم مردود کافر / بخون شد غوطه ور ساقی کوثر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای کاش علی شویم وعالی باشیم / هم سفره ی کاسه سفالی باشیم

چون سکه به دست کودکی برق زنیم / نان آور سفره های خالی باشیم

یا علی ، التماس دعا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یک عمر تماشای دری خون آلود / یاد آوری حادثه ای سرخ و کبود
کم کم به علی بال پریدن میداد / ای تیغ نیازی به حضور تو نبود
التماس دعا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بجز از علی(ع) که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
شهادت سمبل کرامت و عدالت و شجاعت، تسلیت و تعزیت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دعا بدون علی قابل اجابت نیست / که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی(ع)
بزن تو دست توسل به دامن مولا / که در جامعه را بهترین دواست علی(ع)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچ گناهکاری را نا امید مکن، چه بسیار گناهکاری که عاقبت به خیر گشته
و چه بسیار خوش کرداری که در پایان عمر تباه شده و جهنمی گشته است . . .
( امام علی-ع)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بر روح تمام شیعیان تیغ زدند/ بر مردترین مرد جهان تیغ زدند
خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد/ انگاربه فرق آسمان تیغ زدند
سالروز ضربت خوردن امام علی(ع) تسلیت باد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یا رب دل مرده ی مرا احیا کن / بر روی گدای نیمه شب در وا کن
سوگند به قطره قطره ی خون علی(ع) / پرونده ی اعمال مرا امضا کن
شهادت شفیع شیعیان و مولای متقیان، علی علیه السلام تسلیت باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امشب سر مهربان نخلى خم شد / در کیسه نان بجاى خرما غم شد
در کنج خرابه ها زنى شیون کرد / همبازى کودکان کوفه کم شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند / بردند به دیوان عمل سنجیدند
بیش ازهمگان گناه مابود ولی /  ما را به محبت علی(ع)بخشیدند
با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از عرش صدای ربنا می آید / آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید / مهمان خدا سوی خدا می آید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای همه افلاکیان فرمان برت / ای دو صد خورشید عبد قنبرت
ای تو لبیک دعای مصطفی / یا امیرالمؤمنین یا مرتضی . . .
در این شبها از شما التماس دعا دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در بیت خدا شیر خدا را کشتند / داماد نبی امام ما را کشتند
یارب چه گنه داشت که در وقت سحر / آیینه روشن دعا را کشتند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بنال ای دل ،دل عالم غمین است / شب قتل امیر المومنین است
پیمبر میزند بر سینه گویا /  در این غم نوحه خوان روح الامین است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای خدا ای فاتح هر مشکلم / وی همه آرامش جان و دلم
بشنو از دل راز یک بی آبرو / ده مجال گفتگویم ، گفتگو
در شب احیا به تو رو کرده ‏ام / خویش را با توبه همسو کرده ‏ام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر سربشکند جا دارد امشب /  ندانم سر چه سودا دارد امشب
غریب یثرب و مظلوم کوفه /  هوای کوی زهرا دارد امشب

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

طبیبا کودکان چشم انتظارند / بجز بابای ما بابا ندارد
تکلم کن ز بیمارت سخن گوی /  ولی آهسته در گوش حسن گوی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)، یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)
وقتی که شکافت فرق او در محراب، گفتند مگر نماز می خواند علی(ع)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از ذکر علی مدد گرفتیم، آن چیز که می شود گرفتیم
از بوته آزمایش عشق، از نمره بیست صد گرفتیم


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 26 تير 1393برچسب:, | 17:10 | نویسنده : حبیب |

1

عمق آشنایی من و تو برمی‌گردد به اولین باری که خواستم بلند شوم،

و شایدهم اولین شیئی که خواستم بردارم، مادرم کنارم ‌ایستاد و گفت: بگو یا علی!

شرمنده ام مولا…تو علی‌تر از این حرف‌ها هستی که برای توصیفت کسی چون من واژه بسراید

تو حتی از ذوالفقارت هم  گمنــــــام تری

چرانفهمیدم که قدر شب قدر تو بودی که قدرت را ندانستندوشاید….


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 26 تير 1393برچسب:, | 17:7 | نویسنده : حبیب |

حضرت علی,حضرت علی ع,شهادت حضرت علی

حضرت علی (ع) فرزند ابوطالب شيخ بنی هاشم عموی پيغمبر اکرم (ص) بود که پيغمبر اکرم او را سرپرستي نموده و در خانه خود جاي داده و بزرگ كرده بود و پس از بعثت نيز تا زنده بود ازآن حضرت حمايت كرد و شر كفار عرب و خاصه قريش را از وي دفع نمود .

 

حضرت علی (ع) بنا به نقل مشهور ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال بر اثر قحطي كه در مكه و حوالي آن روي داد بنا به در خواست پيغمبر اكرم (ص)  از خانه پدر به خانه پسرعموي خود یعنی پيغمبر اكرم  منتقل کرديد. و تحت سرپرستی و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد پس از چند سال كه پيغمبر اكرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در غار حرا وحي آسماني به وي رسيد. وقتي كه از غار رهسپار شهر و خانه خود شد وما جرا را فرمود حضرت علی (ع) به آن حضرت ايمان آورد.

 

و باز درمجلسي كه پيغمبر اكرم (ص) خويشاوندان نزديك خود را جمع كرده و به دين خدا دعوت نمود فرمود نخستين كسي از شما كه دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصي و وزير من خواهد بود.تنها كسيكه از جاي خود بلند شد و ايمان آورد حضرت علی (ع) بود و پيغمبر اكرم ايمان او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود.

 

از اين روي حضرت علی (ع) نخستين كسي است كه به اسلام ايمان آورد و نخستين كسي است كه هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد.

حضرت علی (ع) پيوسته ملازم پيغمبر اكرم (ص) بود تا آن حضرت از مكه به مدينه هجرت نمود و در شب هجرت نيز كه كفار خانه آن حضرت را محاصره كرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند حضرت علی (ع) در بستر پيغمبر اكرم (ص) خوابيد و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد.

 

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اكرم (ص) بود و آن حضرت در هيچ زمان حضرت علی (ع) را كنار نزد و يگانه دختر محبوبه خود فاطمه را به عقد آن حضرت درآورد. و در موقعي كه ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست حضرت علی (ع) را برادر خود قرار داد. حضرت علی (ع) درتمام  جنگهایي كه پيغمبر اكرم (ص) شركت داشتند حاضر شد جز جنگ تبوك كه آن حضرت اورا درمدينه به جاي خود قرارداده بودودر هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت.

 

و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري با پيغمبر اكرم (ص) مخالفت نكرد چنانكه آن حضرت فرمود هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شوند.حضرت علی (ع) روز رحلت پيغمبر اكرم سي و سه سال داشت و با اينكه در همه فضايل ديني سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود به بها نه اينكه وي جوان است و مردم بواسطه خونهايي كه در جنگهابه همراه پيغمبر اكرم ص ريخته با وي دشمنند از خلافت  كنارش زدند و به اين ترتيب دست حضرت علی (ع) از شئون عمومي بكلي قطع شد وی نيز به تربيت افراد پرداخت وبيست وپنج سال كه زمان خلافت سه خليفه پس از رحلت پيغمبر اكرم (ص) بود بدين ترتيب گذرانيد و پس از كشته شدن خليفه سوم مردم با حضرت علی (ع) بيعت نموده و به خلافتش برگزيدند.

 

حضرت علی (ع) در خلافت خود كه چهار سال و نه ماه تقريبا طول كشيد سيرت پيغمبر اكرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته اين اصلاحات بضرر برخي از سود جويان تمام مي شد و از اين روي عده اي از صحابه كه پيشاپيش آنها ام المومنين عايشــه و طلحــه و زيبــر ومعاويــه بودند خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت برداشتـه و بناي شورش وآشوبگري گذاشتند.

 

حضرت علی (ع) براي خوابانيدن فتنه , جنگي با ام المومنين عايشه و طلحه و زيبر در نزديكي بصره كه به جنگ جمل معروف است و جنگي ديگر با معاويه در مرزعراق و شام كه به جنگ صفين معروف است و يكسال و نيم ادامه يافت و جنگي  با خوارج در نهروان كه به جنگ نهروان معروف است  كرده و به اين ترتيب بيشتر مساعي آن حضرت در ايام خلافت خود صرف رفع اختلافات داخلي شد و پس از مدتي صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد كوفه در سر نماز .بدست يكي از خوارج ضربتي خورده و در شب بيست و يكم ماه شهيد شدند.

 

اميرالمومنين علي (ع )به شهادت تاريخ و اعتراف دوست و دشمن در كمالات انساني نقيصه اي نداشته و در فضايل اسلامي نمونه كاملي ا ز تربيت پيغمبر اكرم (ص) بود .بحثهايي كه در اطراف شخصيت حضرت علی (ع) شده و كتابهايي كه در اين باره شيعه و سني و ساير مطلعين و كنجكاوان نوشته اند درباره هيچيك از شخصيت هاي تاريخ اتفاق نيفتاده است.

 

حضرت علی (ع) در علم و دانش داناترين ياران پيغمبر اكرم (ص) و سايرمسلمانان بود  و نخستين كسي است در اسلام كه در بيانات علمي خود در استدلال و برهان را باز كرد و در معارف الهيه بحث فلسفي نمود و در باطن قرآن سخن گفت و براي نگهداري لفظ قرآن دستور زبان عربي را وضع فرمود و تواناترين عرب بود در سخنراني. حضرت علی (ع) كه در زمان پيغمبر اكرم (ص) و پس ازآن در همه جنگها شركت كرد.در شجاعت ضرب المثل بود هرگز ترس و اضطراب از خود نشان نداد و با اينكه بارها ضمن حوادثي مانند جنگها ي احد وحنين و خيبر و خندق ياران پيغمبر اكرم ص و لشكريان اسلام لرزيدند و يا پراكنده شده فرار نمودند وي هرگز پشت به دشمن نكرد و هرگز نشد كه كسي از مردان جنگي دشمن با وي درآويزد و جان به سلامت برد و در عين حال با كمال توانايي, ناتوانان را نمي شكست و فراريان را .دنبال نمي كرد و شبيخون نمي زد و آب بروي دشمن نمي بست.

 

حضرت علی (ع)در سال 40 هجري در ماه مبارك رمضان در شب نوزدهم ضربت خوردند و در شب بيست و يكم به شهادت رسيدند.

حضرت علی (ع) با همه وجود و خالصانه از حريم دين خدا حمايت كرد لحظه اي در آسايش نبود مخصوصا در ايام پر مخاطره حكومت عدل گسترش كه نظير  آن وجود نداشته است.

 

پيامبر اكرم (ص) حضرت علي  و خودشان را از يك شجره مي دانستند و مي فرمودند : .من و علي پدر اين امت هستيم من شهر علم هستم و علي درب آن.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 26 تير 1393برچسب:, | 17:5 | نویسنده : حبیب |

دانلود مداحی شهادت حضرت علی 92 حاج محمود کریمی


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 26 تير 1393برچسب:, | 17:5 | نویسنده : حبیب |

حضرت علی,حضرت علی ع,شهادت حضرت علی

 

طبري در تاريخ و ابوالفر اصفهاني در مقاتل الطالبيين وصيت نامه امير مومنان ع را ذكر كرده اند. اين وصيت نامه چنين است .

 

بسم الله الرحمن الرحيم

اين وصيت نامه علي بن ابيطالب است. گواهي مي دهد كه معبودي جز خداي بي شريك نيست و محمد بنده و پيامبر اوست كه وي را با هدايت و آيين حق فرستاد كه بر همه دينها چيرگي دهد اگرچه مشركان آن را ناخوش دارند. نماز و عبادت و زندگي و مرگ من براي خداي بي شريك و پروردگار جهانيان است.

 

چنين مامور شده ام و من از مسلمانانم. شما دو تن حسن و حسين (ع) را به تقواي الهي سفارش مي كنم. درجست و جوي دنيا نباشيد اگر چه دنيا در جست و جوي شما باشد و بر چيزي از دنيا كه از دست شما مي رود دريغ مخوريد. جز حق مگوييد و براي پاداش كار كنيد براي آخرت كار كنيد. دشمن ستمگر و ياور مظلوم و ستمديده باشيد.

 

شما دو تن و همه فرزندان و خانواده ام و هركس را كه اين وصيت نامه من به دست او مي رسد به تقواي الهي و رعايت نظم در كارها و اصلاح ميان خودتان سفارش مي كنم. زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم كه مي فرمود اصلاح ميان مردم برتر از تمام نماز و روزه است و دشمني مكنيد كه باعث زوال دين است و نيرويي نيست مگر به استعانت خدا. به خويشاوندان خود بنگريد. پس با آنها رفت و آمد. كنيد كه خداوند محاسبه را بر شما سبك مي كند .خدا را در مورد يتيمان رعايت كنيد. گرسنه شان نگه نداريد تا در محضر شما در  خواري نيفتند. زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم كه مي فرمود هركس يتيمي را سرپرستي كند تا بي نياز شود.

 

خداوند بهشت را براي او واجب مي گرداند. و اگر كسي مال يتيمي را بخورد جهنم را بر او واجب مي كند. خدا را خدا را در مورد قرآن منظور داريد تا مبادا ديگران در عمل بدان از شما پيشي گيرند خدا رادر مورد همسايگانتان پيش نطر آوريد كه سفارش شدگان پيامبرتان هستند.

 

خدا را خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان منظور داريد. پس تا زماني كه باقي هستيد نبايد از وجود شما خالي باشد كه اگر متروك شود نتوانيد همتايي براي آن قرار دهيد و كوچك ترين چيز براي كسي كه از آن بازگردد   آمرزش تمام گناهاني است كه پيش از آن مرتكب شده بود. خدا را خدا را درباره نماز رعايت كنيد كه آن بهترين كردارها و ستون دين شماست. خدا را خدا را درباره زكات پيش چشم آوريد كه آن خشم .پروردگارتان را فرو مي نشاند. خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا با مالها و جانهايتان منظور داريد .

 

جز اين نيست كه دو تن در راه خدا جهاد مي كنند, پيشواي هدايت كننده و كسي كه مطيع او و پيرو هدايت اوست. خدا را خدا را درباره ذريه پيامبرتان ص رعايت كنيد و مبادا پيش روي شما به آنان ستم كنند. خدا را خدا را در مورد ياران پيامبرتان ص منظور داريد كساني كه بدعتي از آنان سر نزده و بدعتگذاري را پناه نداده اند. زيرا رسول خداي به آنان سفارش كرده و بدعتگذاران آنان و پناه دهندگان به آنان را لعنت فرموده است. خدا را خدا را در مورد مستمندان و مسكينان پيش چشم .آوريد. پس آنان را در زندگي خود سهيم كنيد .

 

سپس فرمود نماز. نماز. در راه خدا از سرزنش سرزنشگران بيم مداريد خداوند شما را از شر كساني كه بر ضد شمايند كفايت كند. با مردم به نيكويي سخن بگوييد چنان كه خداوند شما را بدان فرموده است و امر به معروف و نهي از منكر را كنار مگذاريد كه در اين صورت خداوند بدان شما را بر شما حاكم كند. آن گاه دعا مي كنيد ولي به استجابت نمي رسد. بر شما باد دوستي و بخشندگي و از جدايي و دشمني و پراكندگي بر حذر باشيد. در كار نيك و پرهيزگاري .يار همديگر باشيد و بر گناه و ستم همدلي مكنيد. پرواي خدا پيشه كنيد كه خدا سخت مجازات است.

 

خداوند دودمان شما را حفظ كند و پيغمبر را در ميان شما بر جاي دارد و شما را به خدا مي سپارم كه  بهترين نگهدارنده است و سلام و رحمت و بركات الهي را بر شما مي خوانم.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 26 تير 1393برچسب:, | 17:3 | نویسنده : حبیب |

حضرت علی,حضرت علی ع,شهادت حضرت علی

 

حضرت علی,حضرت علی ع,شهادت حضرت علی

 

 

شهادت حضرت علی (ع)

 

 

شهادت حضرت علی (ع)

 


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 26 تير 1393برچسب:, | 17:0 | نویسنده : حبیب |


اخيرا در يكى از شبكه‌هاى وهابى رواياتى از كتاب هاى شيعه خوانده مى‌شود كه بر طبق آن‌ها هنگامى كه حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف ظهور كند، از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت و تنها يك نفر از آن‌ها را زنده مى‌گذارد . آيا روايت معتبرى در اين زمينه در كتاب‌هاى شيعه ديده مى‌شود يا خير؟
پاسخ:

در پاسخ به اين شبهه، مطالب زيادى وجود دارد كه ما تنها به چند پاسخ بسنده خواهيم كرد :
پاسخ اول: اين روايات ضعيف هستند

در طول تاريخ اسلام و به ويژه در صده‌هاى اول آن، جعل روايت و نسبت دادن آن به رسول خدا صلى الله عليه وآله و اهل بيت پاك آن حضرت، امرى شايع و براى تعدادى شغل پردرآمدى بوده است .

حاكمان و خلفاى غاصب كه در حقيقت دشمنان واقعى اسلام و مسلمانان بودند نيز با دادن رشوه‌هاى كلان، سازندگان حديث را تشويق مى‌كردند كه با جعل حديث آن‌ها را در رسيدن به مقاصد شومشان و مشروعيت بخشيدن به حكومت‌هاى نامشروع آن‌ها يارى كنند .

اين وضعيت صدها سال در جامعه اسلامى حكم‌فرما بود؛ تا جائى كه صدها هزار حديث جعلى در جامعه اسلامى انتشار يافت و فضاى عقيده و دين را به صورت كامل آلوده كرد.

طبيعى است كه مهدويت به عنوان يك عقيده قطعى مسلمانان نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و از اين ويروس ناپاك در امان نمانده است . افراد زيادى در طول تاريخ با جعل حديث و يا جعل عنوان، ادعاى مهدويت كرده‌اند و خود را منجى آخر الزمان خوانده‌اند .

اين حاكمان ظالم و غاصب براى توجيه عملكرد‌هاى خود تلاش مى‌كردند كه رواياتى را جعل و همين كردار و رفتار را به پيامبر خدا و اهل بيت آن حضرت نيز نسبت دهند تا به مسلمانان بگويند كه اگر ما اين كارها را انجام مى‌دهيم، پيامبر خدا نيز انجام داده و مهدى موعود نيز انجام خواهد داد .

روايات كشتار مردم توسط حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف نيز از اين دست روايات است . حاكمان جبار و ظالم براى توجيه جنايات شان رواياتى را جعل كرده‌اند كه كشتار مردم، براى پيشبرد اهداف اسلام اشكالى ندارد؛ همان طورى كه حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف نيز براى اجراى احكام اسلامى و جهانى كردن دين اسلام ، بسيارى از مردم را خواهد كشت .

خلاصه اين كه جاعلان اين احاديث، دو هدف اساسى را دنبال مى‌كرده‌اند، هدف اول آن‌ها ترساندن مردم از حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف و اهل بيت پيامبر عليهم السلام و مخدوش كردن چهره آن انوار پاك بوده است.

هدف ديگر آن‌ها نيز توجيه عملكرد خودشان و مشروعيت بخشيدن به جناياتى است كه براى به دست‌آوردن قدرت و مال دنيا انجام داده‌اند .

حال در اين بخش اصل اين روايات را مطرح و سندهاى آن را بررسى خواهيم كرد:
روايت اول:

قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَيْدٍ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى... «وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى‏ فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى»‏ الْقَائِمُ [ص‏] إِذَا قَامَ‏ بِالْغَضَبِ‏ فَقَتَلَ مِنْ كُلِّ أَلْفٍ تِسْعَمِائَةٍ وَ تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ‏ ... .

محمد بن القاسم بن عبيد به صورت معنعن از اساتيد خود از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند كه : «و آخرت و دنيا از آن ماست، و من شما را از آتشى كه زبانه مى‏كشد بيم مى‏دهم» فرموده است كه منظور از آن قائم عليه السلام است كه هرگاه با غضب قيام كند، از هر هزار نفر 999 نفر را خواهد كشت.

الكوفي ، فرات بن إبراهيم (متوفاى352هـ)، تفسير فرات الكوفي، ص565، تحقيق : محمد الكاظم، ناشر : مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي ـ طهران ، الطبعة : الأولى، 1410هـ ـ 1990 م

اين روايت از نظر سندى ضعيف است؛ زيرا گذشته از اين كه خود فرات بن ابراهيم توثيقى ندارد ، اشكالات متعدد ديگرى در سند اين روايت وجود دارد:

اولاً : خود محمد بن القاسم بن عبيد، مهمل است و در هيچ كتابى از كتاب‌هاى رجالى شيعه نامى از او برده نشده است؛ چنانچه شيخ على نمازى در مستدركات مى‌نويسد:

14323 - محمد بن القاسم بن عبيد الكبيدى : لم يذكروه... .

مستدركات علم رجال الحديث - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج7 ص 293

ثانياً: محمد بن القاسم اين روايت را معنعنا ؛ يعنى از فلانى از فلانى نقل كرده؛ ولى نام اين افراد نه در اين جا و نه در مقدمه تفسير فرات ذكر نكرده است تا بررسى و وثاقت و عدم وثاقت آن‌ها ثابت شود.

بنابراين، سند اين روايت ضعيف است و روايت ضعيف ارزش استناد كردن ندارد .
روايت دوم:

شرف الدين استرآبادى در تأويل الآيات مى‌نويسد:

جَاءَ مَرْفُوعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ ‏...‏ وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى‏ فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى‏ قَالَ هُوَ الْقَائِمُ إِذَا قَامَ‏ بِالْغَضَبِ‏ وَ يَقْتُلُ مِنْ كُلِّ أَلْفٍ تِسْعَ مِائَةٍ وَ تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ‏...

السيد شرف الدين علي الحسيني الاسترآبادي (متوفا965هـ) ، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص780، سورة الليل(92): الآيات 1 الى 21] .

اين روايت به صورت مرفوع از عمرو بن شمر نقل كرده است. روايت مرفوع از نظر شيعه ؛ يعنى روايتى كه در سند آن انقطاعى باشد و نويسنده كتاب و يا راوى بعدى با كلمه «رفعه» يا «مرفوعا» نقل كرده باشد.

مثلا: محمد بن يعقوب الكلينى رفعه عن الصادق عليه السلام .

روايت مرفوع از نظر حكم معادل سند منقطع از ديدگاه اهل سنت است و در مقام استناد و استدلال ارزشى ندارد .

ثانياً: خود آقاى عمرو بن شمر كه روايت به صورت مرفوع از او نقل شده، ضعيف است؛ مرحوم نجاشى در جال خود در باره او مى‌نويسد:

عمرو بن شمر أبو عبد الله الجعفي عربي ، روى عن أبي عبد الله عليه السلام ، ضعيف جدا ، زيد أحاديث في كتب جابر الجعفي ينسب بعضها إليه ، والامر ملبس .

عمرو بن شمر، كه از امام صادق عليه السلام روايت نقل كرده است، بسيار ضعيف است. او احاديثى در كتاب‌هاى جابر جعفى اضافه كرده و بعضى از آن‌ها را به جابر نسبت داده است و سبب تلبيس و اشتباه شده است.

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى450هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشي، ص 287، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، 1416هـ.

نتيجه: اين روايات از نظر سندى ضعيف است و استناد به روايت ضعيف، يا از عدم آگاهى شخص حكايت مى‌كند و از بغض و كينه او نسبت به امام عصر عج الله تعالى فرجه الشريف .

با مشخص شدن ضعف روايت، نوبت به بحث‌هاى دلالى نمى‌رسد؛ اما براى روشن شدن بيشتر اذهان تلاش مى‌كنيم كه پاسخ‌هاى ديگرى نيز از اين روايات داده باشيم.
پاسخ دوم: حضرت مهدي براي هدايت مردم ظهور مي‌كند و براي همگان رحمت است

رواياتى در منابع شيعه وجود دارد كه بر طبق آن‌ها حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف، براى همه عالميان رحمت است و رحمت آن حضرت شامل همه جهانيان خواهد شد؛ تا جائى كه تمام اهل زمين و آسمان از ظهور آن حضرت خوشحال مى‌شوند.

رواياتى در كتاب‌هاى شيعه يافت مى‌شود كه بر طبق آن‌ها، حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف، از نظر اخلاق، سيرت و صورت شبيه‌ترين فرد نسبت به رسول خدا صلى الله عليه وآله است؛ همان‌طورى كه آن حضرت رحمة للعالمين است و مظهر رحمت خداوند، حضرت مهدى عليه السلام نيز اين چنين است .

حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْمُتَوَكِّلُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا حَدَّثَنا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ جَمِيعاً، قَالُوا: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ وَ أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ جَمِيعاً قَالُوا: حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ السَّرَّادُ، عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ، قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:

الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي، اسْمُهُ اسْمِي، وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتِي، أَشْبَهُ‏ النَّاسِ‏ بِي‏ خَلْقاً وَ خُلْقاً، تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ حَتَّى تَضِلَّ الْخَلْقُ عَنْ أَدْيَانِهِمْ، فَعِنْدَ ذَلِكَ يُقْبِلُ كَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ، فَيَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.

رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: فرزندم مهدى، نامش نام من است و كنيه‏اش كنيه من ، در خلقت و اخلاق شبيه‌ترين مردم نسبت به من است ، او غيبت و حيرتى دارد كه خلق از دين خود گمراه شوند و اين وقت است كه چون شهاب ثاقب باز آيد و زمين را پر از عدل و داد كند چنانچه پر از ظلم و جور شده‏ باشد.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص287، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، 1405هـ .

و خداوند در سوره قلم آيه شماره 4 در باره اخلاق رسول الله صلى الله عليه وآله مى‌فرمايد:

وَإِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيم‏. القلم/4.

و تو اخلاق عظيم و برجسته‏اى دارى‏.

و باز در آيه ديگر مى‌فرمايد:

وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمين‏. الأنبياء/107 .

ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم. (

و طبق اين روايت، حضرت مهدى عليه السلام نيز داراى خلق عظيم است و براى همه جهان رحمت .

حال اگر رسول خدا صلى الله عليه وآله چنين كشتارى داشته است، حضرت مهدى عليه السلام نيز خواهند داشت و قطعا اشكالى نيز نبايد داشته باشد . و اگر رسول خدا چنين كارى نكرده، حضرت مهدى نيز انجام نخواهد داد؛ چون او در سيرت و اخلاق شبيه‌ترين فرد نسبت به رسول خدا صلى الله عليه وآله است.

شيخ كلينى در كتاب شريف كافى و شيخ صدوق در كتاب عيون أخبار الرضا عليه السلام و ... آورده‌اند كه حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف، «رحمة للعالمين» است:

أُخْرِجُ مِنْهُ (علي بن محمد الهادي) الدَّاعِيَ إِلَى سَبِيلِي وَ الْخَازِنَ لِعِلْمِيَ الْحَسَنَ وَ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ م‏ح‏م‏د رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ عَلَيْهِ كَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِيسَى وَ صَبْرُ أَيُّوب‏.

... از او فرزندى به وجود آورم‏ به نام «حسن» كه مردم را به راه من دعوت مى‏كند و خزانه‏دار گنجينه علم من است. سپس دينم را توسّط پسر او «م‌ح‌م‌د» كه مايه رحمت همه جهانيان است كامل كنم، او برخوردار از كمال موسى، نورانيّت عيسى، صبر ايّوب بوده و سيّد و سرور همه اولياى من است‏

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج1 ص 527 ، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، عيون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص 50، تحقيق: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات ـ بيروت ، 1404هـ ـ 1984م

در اين روايت از حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف با عنوان «رحمة للعالمين» ياد شده است ، حال چطور مى‌شود كه «رحمة للعالمين» از هر هزار نفر 999 نفر را بكشد؟!

در روايت ديگر علامه مجلسى رضوان الله تعالى عليه از كتاب الهداية الكبرى به نقل از مفضل بن عمر از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند كه حضرت مهدى عج بعد از ظهورش براى اهل مكه سخنرانى كرده و در بخشى از آن مى‌فرمايد:

فَلَوْ لَا أَنَّ رَحْمَةَ رَبِّكُمْ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ أَنَا تِلْكَ‏ الرَّحْمَةُ لَرَجَعْتُ إِلَيْهِمْ مَعَكُمْ فَقَدْ قَطَعُوا الْأَعْذَارَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ فَيَرْجِعُونَ إِلَيْهِم‏.

اگر ملاحظه رحمت پروردگار نبود كه همه اشياء را گرفته و مظهر رحمتش نيز من مى‏باشم، خودم با شما به سوى آنها باز ميگشتم. زيرا آنها به كلى از خداوند و من فاصله گرفته و هر گونه پيوندى را قطع كرده‏اند.

المجلسي، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏53، ص11، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

طبق اين روايت، حضرت حجت عليه السلام خود را مظهر رحمت خداوند معرفى كرده است؛ بنابراين نمى‌توان پذيرفت كه آن حضرت از هر هزار نفر 999 نفر را بكشد .

همچنين روايات متعددى در كتاب‌هاى شيعه وجود دارد كه با ظهور امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف، تمام اهل آسمان و زمين و حتى پرندگان آسمان و ماهى‌هاى دريا شاد مى‌شوند:

وَ عَنْهُ، عَنْ أَبِي عَلِيٍّ النَّهَاوَنْدِيِّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الْقَاسَانِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُسْلِمٍ مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ الْبَغْدَادِيُّ، عَنْ أَبِي عُثْمَانَ، عَنْ هِشَامٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا اسْتَيْأَسْتُمْ مِنَ الْمَهْدِيِّ، فَيَطْلُعُ عَلَيْكُمْ صَاحِبُكُمْ مِثْلَ قَرْنِ الشَّمْسِ، يَفْرَحُ‏ بِهِ‏ أَهْلُ‏ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.

فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ أَنَّى يَكُونُ ذَلِكَ؟

قَالَ: إِذَا غَابَ عَنْهُمْ الْمَهْدِيُّ، وَ أَيِسُوا مِنْهُ.

رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: چگونه هستيد زمانى كه از آمدن مهدى مأيوس مى‌شويد؛ پس ناگهان صاحب شما همانند خورشيد فروزان ظهور مى‌كند؛ به طورى كه تمام اهل زمين و آسمان خوشحال خواهند شد.

سؤال كردند: اى پيامبر خدا ! چه زمانى اين اتفاق مى‌افتد ، فرمود: زمانى كه مهدى غائب شود و مردم از او مأيوس شوند.

الطبري الصغير ، أبو جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاى ق5هـ)، دلائل الإمامة، ص 468، تحقيق و نشر: قسم الدراسات الإسلامية مؤسسة البعثة ـ قم ، الطبعة : الأولى، 1413 هـ..

فيخرج من مكّة متوجّها إلى الشام، يفرح‏ به‏ أهل‏ السماء و أهل الأرض و الطير في الهواء و الحيتان في البحر».

از مكه خارج و به سوى شام حركت مى‌كند. با ظهور او، تمام اهل آسمان و زمين شاد مى شوند؛ حتى پرنده‌هاى آسمان و ماهيان دريا .

سيد بن طاووس الحسيني ، علي بن موسى بن جعفر بن محمد (متوفاى664هـ)، التشريف بالمنن في التعريف بالفتن المعروف بالملاحم و الفتن، ص281، ناشر: مؤسسة صاحب الأمر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) ـ قم، الطبعة: اولى، 1416هـ
پاسخ سوم: حضرت مهدي (ع) قوانين اسلام را اجرا خواهد كرد

تمام مسلمانان بر اين مسأله اتفاق دارند كه دين اسلام تنها دينى است كه خداوند آن را مى‌پسندد و در قيامت از مردم خواهد پذيرفت ؛ چنانچه در سوره آل عمران آيه شماره 19 مى‌فرمايد:

إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ.

در حقيقت، دين نزد خدا همان اسلام است‏

و يا در همين سوره آيه 85 مى‌فرمايد:

وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ.

و هر كه جز اسلام، دينى [ديگر] جويد، هرگز از وى پذيرفته نشود، و وى در آخرت از زيانكاران است.

از طرف ديگر خداوند بارها در قرآن كريم به مسلمانان وعده داده است كه روزى فرا مى‌رسد كه دين اسلام سراسر عالم را خواهد گرفت و بر تمام اديان ديگر پيروز مى‌شود، آن جا كه مى‌فرمايد:

هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏. التوبه/33 و الصف /9 .

اوست كسى كه فرستاده خود را با هدايت و آيين درست روانه كرد، تا آن را بر هر چه دين است فائق گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد.

و باز در سوره فتح آيه شماره 28 مى‌فرمايد:

هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً.

اوست كسى كه پيامبر خود را به [قصد] هدايت، با آيين درست روانه ساخت، تا آن را بر تمام اديان پيروز گرداند و گواه‏بودن خدا كفايت مى‏كند.

طبق رواياتى كه در كتاب‌هاى شيعه و سنى وجود دارد، اين وعده خداوند در زمان ظهور حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف عملى خواهد شد و او است كه دين اسلام را بر تمام اديان پيروز خواهد كرد و در سراسر عالم تنها دينى كه پيروى مى‌شود شريعت ناب محمدى است .

علماى اهل سنت به نقل از سدى ، مفسر نامدار صدر اسلام نوشته‌اند:

وقال السُدِّي : ذلك عند خروجِ المهديِّ ، لا يَبقى أحدٌ إلا دَخَلَ في الإسلامِ أو أدَّى الخِراجَ .

سدى گفته: اين قضيه در زمان ظهور مهدى اتفاق خواهد افتاد كه هيچ شخصى نمى‌ماند؛ مگر اين كه دين اسلام را مى‌پذيرد يا خراج (مالياتى كه كفار به خاطر سكونت در سرزمين اسلامى مى‌پردازند) پرداخت مى‌كند .

الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاى604هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج16 ‌، ص33، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاى671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج8 ، ص121، ناشر: دار الشعب – القاهرة.

همچنين آلوسى در تفسير خود مى‌نويسد:

(ويكون الدين كله لله) وتَضْمَحِلُّ الأديانُ الباطِلةُ كُلُّها إما بهلاكِ أهلِها جميعاً أو برجُوعِهم عنها خَشْيَةَ القتلِ قيل : لم يجيءْ تأويلُ هذه الآيةِ بعدَ وَسَيَتَحَقَّقُ مَضمُونُها إذا ظَهَر المهديُّ فإنه لا يَبقى على ظَهْرِ الأرضِ مشركٌ أصلاً.

(و دين يكسره از آنٍ خدا گردد)، يعنى تمام اديان باطل، از بين خواهد رفت؛ يا پيروان آن‌ها همگى هلاك خواهند شد يا از دين باطل خود به خاطر ترس از كشته شدن برخواهند گشت. گفته شده است كه اين تأويل اين آيه محقق نمى‌شود؛‌ مگر زمانى كه مهدى ظهور كند؛ زيرا در آن زمان است كه هيچ مشركى در روى زمين باقى نخواهد ماند.

الآلوسي البغدادي الحنفي، أبو الفضل شهاب الدين السيد محمود بن عبد الله (متوفاى1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج9،‌ ص207، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

تا اين جا ثابت شد كه حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف، قوانين اسلام را در سراسر جهان حكم فرما خواهد كرد .

از طرف ديگر ما مى‌دانيم كه خداوند دين اسلام را براى نابودى بشريت نفرستاده است و در قرآن كريم كه كتاب قانون اسلام است، دستور داده نشده است كه بشريت را نابود كنيد و همه آن‌ها را بكشيد؛ بلكه دين اسلام براى نجات بشر از هلاكت و نابودى و پيمودن راه كمال فرستاده شده است .

رسول خدا صلى الله عليه وآله نيز رفتار ناپسندى با مخالفان خود نداشته است. در طول 23 سال رسالت آن جناب، هيچگاه كسى به خاطر اين كه اسلام را نپذيرفته، كشته نشده و تمام جنگ‌هاى آن حضرت با مشركان، جنگ‌هاى تدافعى بوده است.

حال چگونه ممكن است كه حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف كه به منظور اجراى احكام اسلامى ظهور مى‌كند، و شبيه‌ترين فرد به رسول الله است، تمام مردم جهان را بكشد و از هر هزار نفر ، تنها يك نفر را باقى بگذارد؟
پاسخ چهارم: حضرت مهدي، بسياري از شهرها را بدون جنگ تصرف مي‌كند

طبق برخى از روايات، حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف در زمانى ظهور مى‌كند كه مردم به رشد كامل عقلى رسيده‌اند و حق و باطل را به راحتى تشخيص داده و مى‌پذيرند .

شيخ كلينى در كتاب شريف كافى و شيخ صدوق در كتاب كمال الدين از امام باقر عليه السلام نقل مى‌كنند كه آن حضرت فرمود:

إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ .

هنگامى كه قائم ظهور مى‌كند دست خود را روى سر مردم مى‌گذارد و بدان وسيله عقول آنها جمع و افكارشان كامل مى‌گردد.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج1، ص 25، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص 675، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ( التابعة ) لجماعة المدرسين ـ قم، 1405هـ .

طبيعى است كه وقتى عقل مردم كامل باشد، به راحتى مى‌توانند نفع و ضرر واقعى خود را تشخيص داده و تسليم حق خواهند شد .

با توجه به اين روايات، براى اجراى عدالت، جنگ و كشتار زيادى صورت نخواهد گرفت؛ چون عقل مردم كامل است و وقتى بفهمند كه پذيرش ولايت آن حضرت به نفع آن‌ها است، به راحتى و بدون جنگ، خواهند پذيرفت.

از همين رو، در برخى از كتاب‌هاى شيعه و سنى رواياتى وجود دارد كه امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف، برخى از شهرها را بدون جنگ تصرف خواهد كرد.

سيد بن طاووس از علماى بزرگ شيعه در كتاب الملاحم و الفتن به نقل از نعيم بن حماد مروزى، و جلال الدين سيوطى به نقل از همو به نقل از اميرمؤمنان عليه السلام مى‌نويسند كه آن حضرت فرمود:

إذا بعث السفياني إلى المهدي جيشا فخسف بهم بالبيداء ، وبلغ ذلك أهل الشام ، قالوا لخليفتهم : قد خرج المهدي فبايعه وادخل في طاعته وإلا قتلناك ، فيرسل إليه بالبيعة ، ويسير المهدي حتى ينزل بيت المقدس ، وتنقل إليه الخزائن ، وتدخل العرب والعجم وأهل الحرب والروم وغيرهم في طاعته من غير قتال حتى تبنى المساجد بالقسطنطينية وما دونها.

آنگاه كه سفيانى لشكرى براى نبرد با مهدى (عج) گسيل مى‏كند، لشكريان او در «بيدا» دچار خسوف مى‏شوند. اين بيچارگى كه به اطلاع اهل شام مى‏رسد، پيشقراول آنها مى‏گويد: مهدى (عج) ظهور كرده است بايد با او بيعت كنى و از وى اطاعت‏ نمائى و در غير اينصورت تو را مى‏كشيم. براى همين با حضرت او بيعت مى‏نمايد.

حضرت مهدى (عج) از آنجا حركت مى‏كند تا وارد بيت المقدس مى‏شود و خزانه‏هاى آنجا را در اختيار درمى‏آورد و در اين هنگام عرب و عجم و جنگجويان و روميان و سلسله‏هاى مختلف ديگر از وى اطاعت مى‏كنند و جنگ و جدالى در برابر تسليم آنها به دست مهدى (عج) پيش نمى‏آيد تا آنجا كه مسجدهائى در اسلامبول و امكنه ديگر بنيان مى‏كنند.

سيد بن طاووس الحسيني ، علي بن موسى بن جعفر بن محمد (متوفاى664هـ)، التشريف بالمنن في التعريف بالفتن المعروف بالملاحم و الفتن، ص 139، ناشر: مؤسسة صاحب الأمر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) ـ قم، الطبعة: اولى، 1416هـ

المروزي، أبو عبد الله نعيم بن حماد (متوفاى288هـ) ، كتاب الفتن ، ج1، ص349، تحقيق : سمير أمين الزهيري ، ناشر : مكتبة التوحيد - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، الحاوي للفتاوي في الفقه وعلوم التفسير والحديث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج2، ص69، تحقيق: عبد اللطيف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

الهيثمي، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر (متوفاى973هـ)، الفتاوي الحديثية، ج1، ص30، ناشر: دار الفكر، طبق برنامه الجامع الكبير.

همچنين على بن يونس عاملى از علماى شيعه از اميرمؤمنان عليه السلام نقل مى‌كند كه امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف، برخى از شهرها را با تكبير فتح خواهند كرد و مردم با شنيدن صداى تكبير آن حضرت، تسليم حق مى‌شوند و حكومت و ولايت آن حضرت را خواهند پذيرفت.

وعن أمير المؤمنين عليه السلام لا تبقى مدينة دخلها ذو القرنين إلا دخلها المهدي ويأتي إلى مدينة فيها ألف سوق في كل سوق مائة دكان ، فيفتحها ويأتي مدينة يقال لها القاطع على البحر المحيط ، طولها ألف ميل وعرضها خمسمائة ميل ، فيكبرون الله ثلاثا فتسقط حيطانها ، فيخرج منها ألف ألف مقاتل ثم يتوجه إلى القدس الشريف.

از اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده است كه هيچ شهرى باقى نمى‌ماند كه ذو القرنين وارد آن شده باشد؛ مگر اين كه مهدى (عج) نيز وارد آن خواهد شد. او وارد شهرى مى‌شود كه هزار بازار و هر بازارى صد مغازه دارد؛ پس آن را فتح مى‌كند و وارد شهرى مى‌شود كه گفته مى‌شود آن شهر قاطع بحر محيط (طبق برخى از روايات شيعه، مقصود شهرى در كنار رود نيل است) است، طول اين شهر هزار ميل و عرض آن پانصد ميل است. سربازان حضرت سه بار تكبير مى‌گويند كه به وسيله آن ديوارهاى اين شهر مى‌ريزد و در نتيجه يك ميليون جنگجو از آن خارج مى‌شود و سپس امام به طرف بيت المقدس حركت خواهند كرد.

العاملي النباطي ، الشيخ زين الدين أبي محمد علي بن يونس (متوفاى877هـ) الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم، ج2، ص257، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر : المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، الطبعة الأولى، 1384هـ

طبق اين روايت، سلاح آن حضرت براى فتح برخى از شهرها، شمشير و تفنگ و ... نيست؛ بلكه آن حضرت با تكبير گفتن اين مناطق را فتح خواهد كرد .
پاسخ پنجم: دنيا طلبان و ظالمان، به راحتي تسليم نمي‌شوند

تاريخ نشان داده است كه دنيا طلبان و زورمداران تاريخ، به راحتى، دست از منافع دنيوى و ظلم و جور نخواهند كشيد .

جباران و ظالمانى كه يك عمر از خون مردم تغذيه كرده‌اند، روشن است كه وقتى بفهمند منافع آن‌ها با ظهور حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف به خطر مى‌افتد، و حكومت آن‌ها از هم فرو مى‌پاشد، در برابر آن حضرت ايستادگى خواهند كرد.

از اين رو آن حضرت براى اجراى عدالت و كوتاه كردن دست آن‌ها و نجات مستضعفان، از زور استفاده خواهند كرد.

ابن عربي محيى الدين دانشمند نامدار سنى مذهب در اين باره مى‌نويسد:

ولولا أن السيف بيد المهدي لأفتى الفقهاء بقتله ولكن اللّه يظهره بالسيف والكرم فيطمعون ويخافون فيقبلون حكم من غير إيمان بل يضمرون خلافه كما يفعل الحنفيون والشافعيون فيما إختلفوا فيه فلقد أخبرنا أنهم يقتتلون في بلاد العجم أصحاب المذهبين ويموت بينهما خلق كثير ويفطون في شهر رمضان ليتقووا على القتال فمثل هؤلاء لولا قهر الإمام المهدي بالسيف ما سمعوا له ولا أطاعوه.

اگر شمشير در دست مهدى نباشد، فقها فتوا به قتل آن حضرت خواهند داد؛ ولى خداوند او را با شمشير و كرم ظاهر مى‌كند، تا آن‌ها هم به طمع بيفتند و هم بترسند و از دستور آن حضرت اطاعت كنند؛ هر چند كه به آن ايمان نمى‌آورند و خلافش را در دل پنهان مى‌كنند؛ همان طورى كه حنفى‌ها و شافعى‌ها در اختلافاتى كه با هم داشتند، همين كار را كردند.

به ما خبر رسيده است كه آن‌ها در شهرهاى عجم با همديگر جنگيده‌اند و افراد زيادى در اين جنگ‌ها كشته شده‌اند؛ تا جائى كه عده‌اى از آن‌ها در ماه رمضان فتوا به افطار داده‌اند تا توان جنگيدن داشته باشند.

اگر در باره چنين افرادى، حضرت مهدى با شمشير قيام نكند، سخن آن حضرت را نمى‌شنوند اطاعت نمى‌كنند

ابن العربي الطائي الخاتمي ، محيي الدين بن علي بن محمد (متوفاى638هـ)، الفتوحات المكية في معرفة الاسرار الملكية ، ج3، ص327، ناشر : دار إحياء التراث العربي - لبنان ، الطبعة : الأولى 1418هـ ـ 1998م.
پاسخ ششم: كشتارهايي كه در زمان خلفا انجام شده است

كارشناسان وهابى و پيروان مكتب سقيفه كه اين روايات ضعيف را مستمسك قرار مى‌دهند تا مردم را نسبت به حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف بدبين نمايند، چرا سرى به پرونده خلفاى سه گانه نمى‌زنند؟

حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف براى اجراى عدالت، دنيا طلبان و زورمدارانى را كه تسليم حق نمى‌شوند، از سر راه اسلام و مسلمانان برخواهد داشت؛ اما خلفاى سه گانه براى چه منظورى مردم را قتل عام مى‌كردند؟

در تاريخ 25 ساله حكومت خلفاى سه گانه، كشتارهايى در كشورهاى همسايه انجام شده است كه در طول تاريخ بشريت سابقه نداشته است.

ما به چند نمونه از اين كشتارها اشاره و قضاوت را بر عهده خوانندگان عزيز واگذار خواهيم كرد.
1. جنگ ذات العيون (سال 12هجري، زمان ابوبكر)

خالد بن وليد، همان كسى كه اهل سنت از او با عنوان «سيف الله» ياد مى‌كنند و دست راست خليفه اول به شمار مى‌آمد، در نبرد فتح الانبار، به تير اندازان خود دستور داد كه چشمان مردم را هدف بگيرند و آنان در آن روز هزار نفر را كور كردند؛ تا حدى كه اين جنگ به جنگ «ذات العيون» معروف گشت.

قَدِمَ خَالِدٌ عَلَى الْمُقَدِّمَةِ، فَأَطَافَ بِالْخَنْدَقِ وَأَنْشَبَ الْقِتَالَ، وَكَانَ قَلِيلَ الصَّبْرِ عَنْهُ إِذَا رَآهُ أَوْ سَمِعَ بِهِ، وَتَقَدَّمَ إِلَى رُمَاتِهِ فَأَوْصَاهُمْ، وَقَالَ: إِنِّي أَرَى أَقْوَامًا لا عِلْمَ لَهُمْ بِالْحَرْبِ، فَارْمُوا عُيُونَهُمْ وَلا تَوَخُّوا غَيْرَهَا، فَرَمَوْا رَشْقًا وَاحِدًا ثُمَّ تَابَعُوا فَفُقِئَ أَلْفُ عَيْنٍ يَوْمَئِذٍ، فَسُمِّيَتْ تِلْكَ الْوَقْعَةُ ذَاتَ الْعُيُونِ، وَتَصَايَحَ الْقَوْمُ: ذَهَبَتْ عُيُونُ أَهْلِ الأَنْبَارِ.

خالد، پيشاپيش لشكر آمد و اطراف خندق مى‌چرخيد و آتش جنگ را شعله‌ور مى‌كرد، او هر وقت جنگى را مى‌ديد و يا مى‌شنيد، بسيار كم‌طاقت مى‌شد، پيش تيراندازان رفت و به آن‌ها اين چنين سفارش كرد: من مى‌بينم كه اين مردم جنگيدن نمى‌دانند؛ پس چشمان آن‌ها را هدف تير قرار دهيد و جاى ديگر هدر ندهيد؛ سپس خودش يك تير رها كرد و تيراندازان به دنبال او هزار چشم را در اين روز هدف قرار دادند؛ از اين رو، اين روز به «ذات العيون» نام گرفت، مردم فرياد مى‌زدند كه چشمان مردم انبار كور شد ... .

الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج2 ، ص323، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.

ابن اثير در الكامل فى التاريخ مى‌نويسد:

ذِكْرُ فَتْحِ الأنْبَارِ ثُمَّ سَارَ خَالِدٌ على تَعْبِيَتِهِ إلى الأنبار، وأنما سمي الأنبار لأن أهراء الطعام كانت بها أنابير، وعلى مقدمتِه الأقرع بن حابس. فلما بَلَغَها أطاف بها، وأنْشَبَ القتالَ، وكان قليلُ الصبرِ عنه وتَقَدَّم إلى رُمَاتِهِ أن يَقْصُدُوا عُيونَهُم فَرَمَوْا رَشْقًا وَاحِدًا ، ثم تابعوا فأصابُوا ألفَ عينٍ، فَسُمِّيَتْ تِلْكَ الْوَقْعَةُ ذَاتَ الْعُيُونِ.

وقتى كه شهر انبار فتح شد، خالد مأمور سر و سامان دادن به آن شهر شد (اين شهر از آن جهت انبار ناميده مى‌شد كه محل ذخيره مواد غذائى بود ) . پيشاپيش لشكريان وى شخصى بود به نام اقرع بن جابس كه مجرد رسيدن به شهر، اطراف آن را محاصره كرد و آتش جنگ را شعله‌ور ساخت. او مردى كم صبر بود، تير اندازان را جلوى لشكر گذاشت و دستور داد تا چشم‌هاى مردم را هدف بگيرند و خود او نيز اولين تير را رها كرد و لشكريان به دنبال او، چشم‌هاى مردم را هدف قرار دادند كه به هزار چشم اصابت؛ از اين رو، اين نبرد «ذات العيون » نام گرفت.

الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج2، ص245، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ

و شهاب الدين نويرى نهاية الأرب فى فنون الأدب مى‌نويسد:

ذكر فتح الأنبار. قال: ثم سار خالد إلى الأنبار، وإنما سميت الأنبار، لأن أهراء الطعام كانت بها أنابير، وكان على من بها من الجند شيرزاد صاحب ساباط، فلما التقوا أمر خالد رامته برشق السهام، وأن يقصدوا عيونهم، فرشقوا رشقاً واحداً، ثم تابعوا، فأصابوا ألف عين، فسميت هذه الواقعة ذات العيون.

داستان فتح الأنبار. سپس خالد به سوى الأنبار حركت كرد، اين شهر از آن جهت انبار ناميده شده كه محل نگهدارى مواد غذائى بوده است ، نگهبانان اين شهر از لشكر شيرزاد صاحب ساباط بوده است. هنگامى با خالد روبرو شدند، خالد دستور داد كه آن‌ها به سوى آنان تيراندازى كنند و چشمان آن‌ها را هدف بگيرند، نخست خودش تيرى پرتاب كرد و لشكريان نيز از او پيروى كردند؛ پس تيرهاى آنان به هزار چشم اصابت كرد، به همين دليل، اين نبرد را «ذات العيون» ناميده‌ايد.

النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج19، ص70، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م.

و ابن كثير در البداية و النهاية مى‌گويد:

فتح خالد للأنبار، وتسمى هذه الغزوات ذات العيون ركب خالد في جيوشه فسار حتى انتهى إلى الأنبار وعليها رجل من أعقل الفرس وأسودهم في أنفسهم، يقال له شيرزاذ، فأحاط بها خالد وعليها خندق وحوله أعراب من قومهم على دينهم، واجتمع معهم أهل أرضهم، فمانعوا خالدا أن يصل إلى الخندق فضرب معهم رأسا، ولما تواجه الفريقان أمر خالد أصحابه فرشقوهم بالنبال حتى فقأوا منهم ألف عين، فتصايح الناس، ذهبت عيون أهل الأنبار، وسميت هذه الغزوة ذات العيون.

خالد، شهر انبار را فتح كرد و اين‌جنگ‌ها «ذات العيون» ناميده شد. خالد سوار بر مركب خود به انتهاى شهر رفت و مردى از عاقل‌هاى فارس به نام «شيرزاد» همراه او بود. خالد شهر را محاصره كرد؛ ولى مردم در اطراف شهر خندق ايجاد كرده بودند. عده‌اى از مردان عرب زبان، اطراف خندق جمع شده بودند كه به همراه صاحبان زمين‌ها مانع از نفوذ لشكر به داخل شهر شدند.

خالد دستور داد سر يك نفر از آنان را جدا كنند. سپس فرمان داد كه با تير مردم را هدف قرار دهند تا اين كه چشم هزاران نفر از آنان كور شود. فرياد و ناله مردم سراسر آن‌جا را فرا گرفت كه چشم‌هاى مردمان كور شد و لذا اين جنگ را «ذات العيون» ناميدند.

ابن كثير الدمشقي، إسماعيل بن عمر ابوالفداء القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج6، ص349، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

سؤال ما از دوستان اهل سنت اين است که: خداوند در كجاى قرآن گفته است كه اگر كسى اسلام را قبول نكرد، چشمانش را کور کنيد؟! آيا چنين اعمالى در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله سابقه داشت يا از بدعت‌هاى عمر بوده است؟
2. به خاطر يک قسم ، هفتاد هزار نفر را كشتند و رود خون به راه انداختند! (سال12، زمان ابوبكر)

طبرى در تاريخ خود، ابن اثير جزرى در كتاب الكامل فى التاريخ و نويرى در نهاية الأرب و ابن كثير دمشقى در البداية والنهاية و ابن خلدون در مقدمه خودش اين مطلب را نقل كرده‌اند كه خالد قسم خورد كه اگر به مشركين دست‌يابد، جوى خون راه بيندازد، به خاطر قسم خالد هفتاد هزار نفر را كشتند . ما متن اين روايت را از زبان ابن اثير نقل مى‌كنيم:

واقتتلوا قتالا شديدا والمشركون يزيدهم كلبا وثبوتا توقعهم قدوم بهمن جاذويه فصابروا المسلمين فقال خالد اللهم إن هزمتهم فعلي أن لا أستبقي منهم من أقدر عليه حتى أجري من دمائهم نهرهم فانهزمت فارس فنادى منادي خالد الأسراء الأسراء إلا من امتنع فاقتلوه فأقبل بهم المسلمون أسراء ووكل بهم من يضرب أعناقهم يوما وليلة.

فقال له القعقاع وغيره لو قتلت أهل الأرض لم تجر دماؤهم فأرسل عليها الماء تبر يمينك ففعل وسمي نهر الدم ... وبلغ عدد القتلى سبعين ألفا.

جنگ شديدى درگرفت، مشركين ايستادگى و پايدارى مى‌كردند و منتظر آمدن بهمن جاذويه بودند، مسلمانان نيز مقاومت كردند؛ پس خالد گفت: خدايا اگر آن‌ها را شكست دادم، سوگند ياد مى‌كنم هيچ يك از كسانى را كه به آن‌ها دست يافتم باقى نگذارم؛ مگر اينكه رود خون به راه بيندازم .

اهالى فارس شكست خوردند، شخصى از مأموران خالد فرياد مى‌زد: اسراء را بگيريد و هركس مقاومت كرد، بكشيد؛ پس مسلمانان آن‌ها را اسير كردند و افرادى را مأمور كردند كه شبانه روز گردن آن‌ها را بزنند.

قعقاع و ديگران به خالد گفتند: اگر تمام مردم روى زمين را نيز بكشى، جوى خون راه نخواهد افتاد، آب را بر خون‌ها جارى كنيد، تا از دست سوگندى كه ياد كرده‌ايد، آزاد شويد؛ خالد همين كار را كرد و نام آن رود را «رود خون» گذاشت. در اين روز تعداد كشته شدگان به هفتاد هزار نفر مى‌رسيد.

الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج2 ، ص242، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ؛

الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج2 ، ص313، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت؛

النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج19 ، ص68، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م؛

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج6 ، ص346، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت؛

إبن خلدون الحضرمي، عبد الرحمن بن محمد (متوفاي808 هـ)، مقدمة ابن خلدون، ج2 ، ص509، ناشر: دار القلم - بيروت - 1984، الطبعة: الخامسة.
3. كشتن سي‌هزار نفر در يك روز (سال 12، زمان ابوبكر)

ذكر وقعة الثني

لما وصل كتاب هرمز إلى أردشير بخبر خالد أمده بقارن بن قريانس فخرج قارن من المدائن ممد الهرمز فلما انتهى إلى المذار لقيته المنهزمون فاجتمعوا ورجعوا ومعهم قباذ وأنوشجان ونزلوا الثني وهو النهر وسار إليهم خالد فلقيهم واقتتلوا فبرز قارن فقتله معقل بن الأعشى بن النباش وقتل عاصم أنوشجان وقتل عدي بن حاتم قباذ وكان شرف قارن قد انتهى ولم يقاتل المسلمون بعده أحدا انتهى شرفه في الأعاجم وقتل من الفرس مقتلة عظيمة يبلغون ثلاثين ألفا سوى من غرق ومنعت المياه المسلمين من طلبهم.

جنگ ثنى :

وقتى نامه هرمز به اردشير رسيده و خبر خالد را براى او آورد ، به قارن بن قريانس دستور داد که از مدائن به کمک هرمز برود . وقتى که به مذار رسيد ، شکست خوردگان به او رسيدند و همگى با هم جمع شدند و دوباره بازگشتند و در ميان آنان قباد و انوشجان نيز بودند و در ثنى منزل گزيدند که نام نهرى بود .

خالد به سمت آنان رفته و جنگ کردند ، قارن به جنگ آمد اما معقل بن اعشى بن نباش او را کشت ؛ عاصم نيز انوشجان را کشت و عدى بن حاتم قباد را .

و از ايرانيان گروه بسيارى کشته شدند که به 30000 نفر ميرسيدند !

جداى از کسانى که در رود غرق شدند و آب مانع آن شد که مسلمانان بقيه ايرانيان را بگيرند!

الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج2 ، ص240، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ.؛

النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج19 ، ص68، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م.

در يك شب جنگ ، 30000 نفر كشته شدند ؛ جدا از كسانى كه در هنگام فرار غرق شدند!
4. يك‌صد هزار نفر را در يك روز كشتند (سال 13، زمان عمر)

ابن اثير در باره جنگ‌هاى خليفه دوم با ايرانيان مى‌نويسد:

فما كانت بين المسلمين والفرس وقعة أبقى رمة منها بقيت عظام القتلى دهرا طويلا وكانوا يحزرون القتلى مائة ألف.

هيچ جنگى بين مسلمانان و ايرانيان نبود که بعد از آن جنازه­ها مانند اين جنگ بر جاى بماند ؛ استخوان کشته­ها مدتى طولانى باقى ماند و کشته­ها را 100000 نفر مي­دانستند !

ابن أثير الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج2 ، ص290، باب ذكر وقعة البويب ، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ.

ابو عبد الله حميرى نيز همين مطلب را نقل كرده است:

الحميري ، أبو عبد الله محمد بن عبد الله بن عبد المنعم (متوفاي بعد 866 هـ) ، صفة جزيرة الأندلس منتخبة من كتاب الروض المعطار في خبر الأقطار ، ج1 ، ص117، تحقيق : إ . لافي بروفنصال ، ناشر : دار الجيل - بيروت / لبنان ، الطبعة : الثانية ، 1408 هـ ـ 1988م.
5 . چهل هزار كشته، در يك روز (سال 14، زمان عمر)

طبرى در تاريخ خود، ابن أثير جزرى در كتاب الكامل فى التاريخ ، كلاعى اندلسى در الإكتفاء و نويرى در نهاية الأرب مى‌نويسد:

فأما المقترنون فإنهم جشعوا فتهافتوا في العتيق فوخزهم المسلمون برماحهم فما أفلت منهم مخبر وهم ثلاثون ألفا وأخذ ضرار بن الخطاب درفش كابيان ... وقتلوا في المعركة عشرة آلاف سوى من قتلوا في الأيام قبله.

اما لشکر احتياط ، آنها فرار کرده و به صورت نامنظم در بيابان به راه افتادند ؛ مسلمانان آنان را تيرباران کردند؛ به صورتى که حتى يک نفر از آنان زنده نماند وآنان 30000 نفر بودند !

بعد از اين ضرار بن خطاب پرچم کاويان را برداشت ... و در جنگ ده هزار نفر کشته شد ؛ جداى از کسانى که در روزهاى بعد کشته شدند !

الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج2، ص242، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت؛

ابن أثير الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج2 ، ص330، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ.؛

الكلاعي الأندلسي، ابوالربيع سليمان بن موسي (متوفاي634هـ)، الإكتفاء بما تضمنه من مغازي رسول الله والثلاثة الخلفاء، ج4 ، ص236، تحقيق د. محمد كمال الدين عز الدين علي، ناشر: عالم الكتب - بيروت، الطبعة: الأولى، 1417هـ.؛

النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج19 ، ص138، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م.

و ابن خلدون در مقدمه خود مى‌نويسد:

فانهزم قلب المشركين وقام الجالنوس على الردم ونادى الفرس إلى العبور وتهافت المقترنون بالسلاسل في العتيق وكانوا ثلاثين فهلكوا وأخذ ضرار بن الخطاب راية الفرس العظيمة وهي درفش كابيان فعوض منها ثلاثين ألفا وكانت قيمتها ألف ألف ومائة ألف ألف وقتل ذلك اليوم من الأعاجم عشرة آلاف في المعركة وقتل من المشركين في ذلك اليوم ستة آلاف دفنوا بالخندق سوى ألفين وخمسمائة قتلوا ليلة الهرير وجمع من الأسلاب والأموال ما لم يجمع قبله ولا بعده مثله.

قلب مشركان شكست خورد، جالنوس بر بالاى ديوار خرابه‌اى ايستاد و فرياد مى‌زد كه فارس‌ها عبور كنند، لشكر احتياط به صورت منظم و زنجيروار در بيابان به راه افتادند، آنان در آن روز سى‌هزار نفر بودند؛ پس همگى هلاك شدند، ضرار بن خطاب پرچم فارس‌ها را كه پرچم بزرگ كابيان بود، برداشت .... در اين روز از ده هزار نفر از فارس‌ها در ميدان جنگ كشته شدند. شش هزار نفر از مشركانى كه اين روز كشته شده بودند را داخل گودالى دفن كردند؛ غير از دو هزار پانصد نفرى كه در شب هرير كشته شده بودند . مال و اموال غارت شده در اين جنگ به اندازه‌اى جمع شده بود كه نه پيش از
برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393برچسب:, | 13:46 | نویسنده : حبیب |

امام زمان  علیه السلام


برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 13 اسفند 1392برچسب:, | 21:42 | نویسنده : حبیب |

 

در دل هر اغچه ست

مثل  رنگ رنگ

آینه چشم اوست

صاف و زلال و قشنگ

****

خنده مهتاب از

خنده زیبای او

روشنی آفتاب

از گل سیمای او

***
غنچه نگاهش پر از

عطر  خوش و ناز اوست

توی نوک چلچله

نم نم آواز اوست

***
هست قنوتش پر از

شاپرک و یا کریم

از نفسش می چکد

بوی لطیف نسیم

***
ابر صدا می زند

گریه کنان((او کجاست؟))

سایه به سایه

در پی آن شناست

***
چشم جهان تشنه از

دیدن رسخار او

کی دل ما می شود

تاره به دیدار او


برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 13 اسفند 1392برچسب:, | 14:32 | نویسنده : حبیب |

امروز می خواهم برایتان بگویم که یک موئمن در زمان غیبت امام زمان باید چه کار کند.اوّل و مهم ترین کار که برای راضی کردن امام زمان (عج) است این است که باید ایشان بشناسیم و به کار هایی که ایشان گفته اند عمل کنیم.دومین کار این است که که همیشه برای ایشان دعا کنیم تا ایشان زود تر ظهور کنند .و باید هر پنج شنبه ها اگر وقت داشتیم به مسجد ایشان یعنی مسجد جمکران برویم.روزه بگیریم، نماز بخوانیم،قرآن بخوانیم ،صدقه بدهیم و خلاصه کار خوب انجام بدهیم تا که مورد رضایت امام زمان (عج) قرار بگیریم و یادتان باشد که هر جمعه منتظر ایشان بمانیم


برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 13 اسفند 1392برچسب:, | 14:31 | نویسنده : حبیب |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند