فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

اگه در آن زمان بودیم یار حسین (ع) می ماندیم ؟

در این زمان که بازار یوسف فروشی رونق داره !  چطور !چند معامله می کنیم !

 

حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه )فرموده بودند :

 

اگر می خواهید ما را یاری کنید ،تزکیه نفس کنید و علم حکمت که همان معارف قرآن و اهل بیت (ع) است را یاد بگیرید .و اگر برای من تبلیغات میشد غیبت من ای قدر طول نمی کشید .

حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه )فرموده بودند : که قرار بود ظهور ما انجام شود اما اعمال ناپسند و گناهان  این مردم غافل نگذاشت و باعث عقب افتادن ظهور ما شد.    

بیایید به انتظار امام زمان (عج) ننشینیم بلکه به انتظار مولاو عزیز دلمان بایستیم  .

یکی از علما در حرم امام حسین (ع) اینگونه نقل می کند : امام زمان (ع) را دیدم که خطاب به امام حسین (ع) میفرمود :شما در کربلا تنها ماندید منهم در این زمان تنها مانده ام .  

عطش انتظار


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:48 | نویسنده : حبیب |

داستان خلقت: “و خداوند انسان را نیمی از جنس مرد و نیمی از جنس زن آفرید و فرمود: فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ …” آن هنگام که حضرت حق، روح اشرف مخلوقات را در کالبد این آفریده‌ی شگرف می‌دمید، به هر نیم موهبتهایی بخشید و هر کدام را نسبت به دیگری نیازمند نمود. فرشتگان درگاه الهی مأمور شدند به این‌که خاک خلقت زن را بیشتر غربال کنند تا نرمی وجود او بیشتر شود. اما برای مرد اینچنین نبود، چون مرد باید با زبری روزگار روبرو می‌شد و اندکی زمختی در وجودش لازم بود.

خداوند حجاب را از جنس محبت آفرید...(ویژه روز ملی حجاب و عفاف)

 

باری تعالی زن را ریحانه خلق کرد و مرد را عماد. زن را گلی برای مرد و مرد را ساقه‌ای برای زن آفرید. زن به مرد جلال و شکوه بخشید و مرد به زن راست‌قامتی و ایستادگی؛ و هر دو مایه‌ی آرامش هم شدند. زن رنگ شد و عطر شد تا مرد خواستنی و دیدنی شود و مرد خار شد و ریشه شد تا زن از گزند باد و بید در امان باشد. زن جلوه‌ی احساس شد و مرد نماد اقتدار.

 

آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسه‌ی دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد. محبت، عشق، دلدادگی، وفاداری، زیبادوستی و پاکدامنی نیز بین هر دو نیمه وجود بشر به یکسان تقسیم شد.

 

زن در کلاس صبر و ناز و انتظار شاگرد اول شد و مرد در کلاس تمنّا و نیاز و تلاش برای وصال. زن آموخت که چگونه دل برباید و مرد آموخت که چگونه دل به دست آرد. بشر موجود شریفی بود. رشد و تربیت این شرافت به زن سپرده شد و صیانت و حمایت از آن به مرد. انسان معصوم بود. عصمت در درون زن رشد یافت و مرد نگهبان خدا برای حفظ این معصومیت گماشته شد.

 

پس از خلق بشر، هر آنچه که رحمان آفرید از جنس محبت بود. از جنس عشق، از جنس زیبایی. آدمی آموخت که نیم خود را با این محبت و مهر می‌تواند به نیم دیگر پیوند زند. بشر فهمید که کمال از جنس مهربانی است و کامل بودن جز با عشق حاصل نمی‌شود.

 

اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد. زن نیز چون لطیف بود و زیبا، میل به خودآرایی و نمایانگری داشت. پس حجاب تن بر او واجب شد تا گرفتار تبرج نشود. این شد که خداوند اول بار حجاب چشم را به سوی مرد نازل کرد و سپس حجاب تن را برای زن آفرید.

 

حجاب نیز آفرینشی از جنس محبت بود، چون با حجاب تمنای مرد از زن بیش از پیش شد. مرد خواهان آن چیزی بود که سهل‌الوصول نباشد و پوشیدگی زن را دوست می‌داشت. برای مرد آن چیزی ارزشمند بود که با تلاش و کوشش به دست آید.

 

با حجاب، متانت زن نیز بیش از پیش شد. چون زن خواهان خواهش مرد بود و حجاب باعث می‌شد که زن خواستگار پیدا کند و خواستنی شود. زن دانست که رمز برتری جسم ظریف او بر درشتی هیبت مرد، نگاه متین است و اخم ابرو و کلام با صلابت. مرد نیز پی برد که راه ورود به قلب صاحب این متانت و سرسنگینی و صلابت، کرنش است و محبت و خواهش.

 

زن آموخت که باید به راحتی دست‌یافتنی نباشد، همچون مروارید درون صدف؛ و مرد فهمید که برای وصال به گوهر وجود محبوب، دست‌درازی بی‌فایده است و اجازه و مراعات و طلب لازم است. زن فهمید که سر سرکش مرد را با حجب می‌توان به سوی خود گرداند و مرد فهمید که حجاب نشانه علقه و مهر و وفای زن به اوست. حجاب اینگونه رمز شکل‌گیری محبت بین زن و مرد شد.

 

با حجاب، زن فهمید که جایگاه او در نظام هستی، مطلوب و محبوب و معشوق است و مرد فهمید که آفرینش برای او حکم طالب و مایل و عاشق رقم زده است. اینگونه بود که در جنت‌المأوی زن ارزشمند شد و مرد قدردان. اینگونه بود که در بهشت عدن، زن لایق مادر شدن گشت و ام‌البشر نام‌گرفت و مرد سعادت حامی‌بودن، پشتوانه بودن و تکیه‌گاه بودن پیدا کرد تا از مادرانگی‌های زن مراقبت نماید.

 

حجاب بود که مرد را از تعهد زن به زندگی آگاه نمود، زن را از وفاداری مرد به عهد خود مطمئن ساخت و پیوند زن و مرد را محکم کرد.


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:47 | نویسنده : حبیب |

زمان با شتاب می‌گذرد و ثانیه‌ها یکی پس از دیگری چون تیری زهرآلود بر قلب روزگار فرو می‌روند. روزگاری است که پرده‌ی غفلت دل‌هایمان را پوشانده، گوش‌هایمان دگر نمی‌شنود و دیدگانمان نمی‌بیند، لقمه نانی می‌خوریم و به روزمرگی خو کرده‌ایم و به بیماری طاعون زمانه مبتلا شده‌ایم احساس‌هایمان یخ زده است انگار یادمان رفته بنی‌آدم اعضای یکدیگرند و امروز ما بنی‌آدم را ابزار یکدیگر می‌دانیم ندای أین عمار رهبرمان را نمی‌شنویم صدای کودکان بی‌دفاع یمن را نمی‌شنویم، خواب هایمان رنگارنگ است و شب‌ها سر راحت بر بالین می‌گذاریم در میدان حرف یکه‌تازیم و در میدان عمل جا می‌زنیم و رنگ می‌بازیم.

احساس‌هایمان یخ زده است (دل‌نوشته‌ای در پی اتفاقات یمن)

 

تاریخ دوباره تکرار می‌شود و ما مردمان کوفه‌ی عصر حاضریم همان‌ها که عهد می‌شکستند همان‌ها که دستشان به خون حسین(ع) آلوده بود و همان‌ها که زن و بچه را بهانه کردند و در خانه نظاره گر عاشورا بودند آری ما مردم کوفه ایم که خون دختران و کودکان یمن را می‌بینیم و نظاره گریم فریاد کمک می شنویم و باز هم نظاره گریم امروز مالک اشتر ها ی تاریخ جای خود را به آل ابوسفیان داده و ما عاشورایی دیگر رقم می‌زنیم. چه خفقان طاقت‌فرسایی است عده‌ای زیر حملات آل سعودند و ما هرروز صبح با ولع به دنبال زندگی می‌دویم.

 

بانو ای دختر پیامبر و مادر امت شرمنده‌ایم به خاطر اینکه باز هم قلب پدرت را شکستیم باز هم خاندانت را تنها گذاشتیم باز هم مظلوم را یاری نکردیم و باز هم تو را بین در و دیوار گذاشتیم و انگشت اتهام را به سوی وهابیت گرفتیم و خود را تبرئه کردیم و نگفتیم اگر آنان ظلم کردند چرا ما تماشا کردیم و باز هم شما تنها ماندید.

 

امروز جنایات فجیع آل سعود دل هر انسانی را به درد می‌آورد و خواب را از چشمانش می‌گیرد و او را در هم می‌شکند و ما نه تنها انسانیت نداریم بلکه آدمیت را هم فراموش کرده‌ایم امروز کودکان و زنان یمن چشمانشان به دست‌های ماست مبادا تاریخ را دوباره تکرار کنید و صدای فریاد آنان را لبیک نگویید بیایید امروز میثاق ببندیم که مهدی (عج) فاطمه را تنها نگذاریم و چون حسین(ع) با او نکنیم و بساط ظهورش را فراهم کنیم و به انتظار ننشینیم بلکه به انتظار بایستیم در برابر ظلم و عصیان گری و طاغوت باشد که با کمک خداوند مردم مظلوم یمن را یاری دهیم.

 

منبع: http://moj4.ir


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:46 | نویسنده : حبیب |

عبدالله بن حَمّاد به سال 229 به واسطه مردی، از امام صادق (ع) روایت کرده که یکی از یاران آن حضرت بر او وارد شد و عرض کرد: فدایت گردم، به خدا قَسَم من شما و هرکس دوستدار شماست دوست می‌دارم ای سرورم چقدر شیعه شما زیادست، حضرت فرمود: بگو آنان چه مقدارند؟ عرض کرد: بسیار زیاد، حضرت فرمود: می‌توانی آنان را بشماری؟ عرض کرد: تعدادشان بیشتر از این‌هاست.

 

فاصله شیعیان از ما، به اندازه گناهانشان است.

 

پس امام صادق(ع) فرمود: آگاه باش هرگاه آن عدّه‌ی وصف شده که سیصد و ده نفر و اندی هستند شمارشان کامل شود، آنگاه چنانکه شما می‌خواهید خواهد شد، لکن شیعه‌ی ما کسی است که صدایش از حدّ گوش خودش نمی‌گذرد و نیز کینه و ناراحتی درونش از حدّ پیکار او تجاوز نمی‌کند، و ما را آشکار نمی‌ستاید و با عیبجویان ما هم‌نشینی نمی‌کند و با بدگویان ما هم سخن نمی‌شود و آنان را که با ما دشمن هستند دوست نمی‌دارد و با دوستان ما دشمنی نمی‌ورزد؛ عرض کردم پس چه کنم با این شیعه گوناگون که گویند ما بر طریق تشیّع هستیم؟ فرمود: اینان خود گرفتارِ جدائی و آزمایش خواهند گشت و تبدیل و جابجائی در میانشان رخ خواهد داد و به قحطی و کمبود که نابودشان سازد ( مبتلا شوند) و شمشیری که خونشان بریزد و اختلافاتی بهم رسد که پراکنده‌شان کند.

 

همانا شیعه‌ی ما کسی است که همچون سگان پارس نکند و همانند کلاغ حرص نورزد و نزد مردم به گدائی دست نیازد اگر چه از گرسنگی بمیرد، عرض کردم: فدایت شوم چنین افرادی را که بدین صفت موصوف‌اند در کجا جستجو کنم؟ فرمود: آنان را در گوشه و کنار زمین بجوی، آنان کسانی هستند که زندگی سبکی دارند خانه بدوش هستند که اگر حاضر باشند شناخته نمی‌شوند و اگر از نظرها پنهان شوند کسی متوجه آنان نمی‌گردد و اگر بیمار شوند عیادت نمی‌شوند و اگر خواستگاری کنند با آنان ازدواج نشود، و اگر وفات یابند بر جنازه‌ی آنان کسی حضور نیابد، آنان کسانی‌اند که در اموالشان با یکدیگر مواسات می‌کنند و در آرامگاه خود با یکدیگر دیدار و ملاقات دارند و خواسته‌هایشان با یکدیگر برخورد و اختلاف پیدا نمی‌کند هر چند از شهرهای گوناگون باشند.

 

ابوبصیر از امام صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: " به همراه قائم (ع) از عرب تعداد ناچیزی خواهد بود. به آن حضرت عرض شد: همانا از عرب کسانی که این امر را توصیف می‌کنند فراوانند، فرمود: مردم ناگزیرند از اینکه مورد امتحان و پاکسازی و جداسازی و بوجاری و غربال شدن قرار گیرند و در آینده‌ی نزدیک مردم بسیاری از غربال خارج خواهند شد".

 

و  .....

 

پس شما ای جماعت شیعه بدین احادیثِ روایت شده از امیرالمومنین و آنان که از امام (ع) پس از او بودند ژرف‌بینانه بنگرید و از آنچه شما را برحذر داشته‌اند دوری کنید و نسبت به آنچه از ناحیه‌ی آنان رسیده با تامل کافی بیندیشید و در آن تفکر کنید چنان تفکری که توام با دقت کامل و تحقیق باشد، که در جلوگیری ( از شک و کجروی و گمراهی)  چیزی رساتر از گفتار ایشان وجود ندارد که : " همانا مرد صبح می‌کند بر طریق امامتِ ما، و شب می‌کند در حالی که از آن بیرون رفته است و شب می‌کند بر طریقه‌ی امر ما و صبح می‌کند در حالی که از آن رویه خارج شده است" آیا این گفتار دلیل خارج شدن ( گروهی) با وجود روشنی راه، از آئین امامت و رها کردن آنچه درباره‌ی امامت معتقد بودند نیست؟!

 

منبع: کتاب غیبت نعمانی/ مترجم محمد جواد غفاری/ باب


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:45 | نویسنده : حبیب |

ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق (ع) شنیدم می‌فرمود: " سه کس هستند که در روز قیامت خداوند با ایشان سخن نمی‌گوید و آنان را پاک نمی‌سازد و بر ایشان عذاب دردناکی مقرّر است: کسی که مدّعی امامتی از جانب خدا شود که برای او مقرّر نشده؛ و کسی که امامی (منصوب) از طرف خدا را انکار کند؛ و کسی که پندارد برای این دو گروه از اسلام بهره‌ای است."

 

کسی که ادّعای امامت کند و امام نباشد.

 

محمّد بن تمّام گوید: " به امام صادق(ع) عرض کردم: فلان شخص به شما سلام می‌رساند و برایتان پیغام فرستاده که : ضامن شفاعت برای من شوید. فرمود: آیا از طرفداران ماست؟ عرض کردم: بلی. فرمود: کار او بالاتر از آن است. راوی گوید: عرض کردم: او مردی است که علی را دوست می‌دارد ( از طرفداران اوست) ولی با کسی که اوصیاء است ( اوصیاء پس از او است) آشنا نیست،آن حضرت فرمود: شخص گمراهی است، عرض کردم: به همه امامان اقرار دارد و امامِ آخر را انکار می‌کند، فرمود: او مانند کسی است که به عیسی (ع) اقرار داشته باشد ولی محمد (ع) را انکار کند یا به محمد (ص) اقرار داشته باشد و عیسی (ع) را انکار کند. به خدا پناه می‌بریم از انکار حجتی از حجت‌های خدا".

 

پس هر که این حدیث را می‌خواند و این نوشته به او می‌رسد باید بپرهیزد از این‌که امامی از امامان را انکار کند یا خویشتن را نابود سازد با قرار دادن خود در وضعی که منزلت او در آن وضع به مثابه کسی باشد که نبوت محمد (ص) یا عیسی (ع) را انکار کرده است.

 

فُضَیل بن یسار گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می‌فرماید:" هرکس خروج کرده و مردم را به سوی خود فراخواند در صورتی که کسی در میان مردم باشد که از او برتر است پس چنین شخصی گمراه و بدعت گزار است {و هر که ادعّای امامت از جانب خدا کند و واقعا امام نباشد او کافر است}."

 

چه خواهد شد اکنون ای کاش می‌دانستم حال کسی که مدّعی امامت و پیشوائی امامی باشد که از جانب خدا نیست، نه نصّی برای پیشوائی اوست و نه او خود شایسته امامت است، و نه اهلّیت این مقام را دراد چگونه خواهد بود پس از این گفته ائمه (ع) که : سه کس هستند که خداوند به آنان نظر نمی‌افکند و عبارتند از : کسی که ادعا کند امام است و امام نباشد و کسی که امام برحقی را انکار کند و کسی که پندارد آن دو نفر یاد شده بهره‌ای از اسلام دارند. و نیز پس از این که آن معصومین(ع) برای مدّعی این جایگاه و مرتبه و برای چنین کسی که آن ادعا را کند کفر و شرک را مسلّم داشته‌اند، از این دو و از کوردلی به خدا پناه می‌بریم، اما مردم هر چه به سرشان آمده تنها ناشی از کم آشنائی آنان با روایت و فهم و درایت از اهل بیت عصمت و رهبران ، از خدای عزّوجلّ افزونی فضل او را می‌خواهیم، ( فضلِ خویش را بر ما بیشتر گرداند) و اینکه موادّ احسان و دانشِ خود را از ما قطع نکند، و ما نیز- همچنان که خدای عزوجل پیامبر خود را در کتابش ادب آموخته- می‌گوئیم: پروردگارا به رحمت و احسانت دانشِ مار را بیفزا، و آنچه را که بدان بر ما منّت نهاده‌ای پا برجا و ثابت بدار و آن را اماانت و عاریه‌ شده ( موقتی و ناپایدار) قرار مده.

 

منبع: کتاب غیبت نعمانی/ مترجم محمد جواد غفاری/ گزیده‌ای از باب پنجم


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:43 | نویسنده : حبیب |

کلیپ زیبای «رسول لبخند خدا» حرف های رضا صادقی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، کاری از سایت نصر تی وی به مدت حدود چهار دقیقه و حجم 27 مگابایت. لینک دانلود و پخش آنلاین در ادامه مطلب...

 

 

http://dl10.nasrtv.com/uploads/video/images/shots/rasul-labkhand-khoda.mp4.jpg

:‌: پخش آنلاين كليپ ::‌

 

00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00
00:00

کلیپ/ چرا از رهبری انتقاد نمیکنید؟ + پخش آنلاین و لینک دانلود


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:42 | نویسنده : حبیب |

ظاهراً شما آقایان، الان خیلی اوضاع‌تان خوب است! می‌بینم که چهره‌های شما -ماشاءالله- حسابی گُل انداخته است! پس احتمالاً [حضرت] به این سادگی‌ها نمی‌آید! هر موقع ضجه زدی و زمین و آسمان را چنگ زدی و گفتی: «آقا جان! همه‌چیز تمام شد، دیگر پس کِی می‌آیی؟ مثل اینکه اصلاً دیگر نمی‌خواهی بیایی!» آن‌وقت است که آقا می‌آید...برای دانلود کلیپ سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان به ادامه مطلب بروید..

  http://bayanbox.ir/id/8026767715877189303?view

کلیپ/ «وعده خدا حق است» + پخش آنلاین و لینک دانلود


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:42 | نویسنده : حبیب |

خاکیم بس که زمین خوردم و غفلت کردم/ آه دیگر به زمین خوردنم عادت کردم/ چقدر توبه شکستم…چقدر برگشتم/ چقدر پیش تو احساس خجالت کردم/ جای تو دل به همه دادم و خارم کردند/ رحم کن بر من ساده که حماقت کردم ... کلیپ تصویری "یاقاضی الحاجات" باصدای امید روشن بین، شاعر: نیلوفر شادمهری، موشن گرافیک و جلوه های ویژه "تارنمای منجی کلیپ" ، محصول مشترک موسسه رسانه آفتاب و استودیو فرهنگی منجی کلیپ - لینک دانلود در ادامه مطلب

کلیپ تصویری "یاقاضی الحاجات" + لینک دانلود

دریافت با حجم 125.28MB

http://bayanbox.ir/st/images/others/dn.png

 

خاکیم بس که زمین خوردم و غفلت کردم

آه دیگر به زمین خوردنم عادت کردم

چقدر توبه شکستم…چقدر برگشتم

چقدر پیش تو احساس خجالت کردم

جای تو دل به همه دادم و خارم کردند

رحم کن بر من ساده که حماقت کردم

دارد این عمر تلف میشود و میبینم

نشدم عابد درگاه نه همت کردم

به امانت شرف و ثروت و جاهم دادی

من آلوده خیانت در امانت کردم

یاد بی کس شدنم یاد تو افتادم من

سر این سفره فقط صحبت حاجت کردم

نظری کن که دگر سمت معاصی نروم

خسته‌ام بسکه از این نفس شکایت کردم

نخورد مهر عذاب تو به پیشانی من

همه‌ی عمر فقط سجده به تربت کردم


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:41 | نویسنده : حبیب |

به ماه رویت قسم که جانا/ اگر که باشم گه ظهورت/ و گر تنم را حصار قبرم/ میان دستان خود فشارد/ زمانه با داغ دوری تو/ گدازد این قلب چاک چاکم/ دوباره سر بر ره تو سایم/ به جانب پرچم تو آیم/ به حسرت تو بمیرم و خون زخم‌های شکفته‌ی من/ ز شوق دیدار روی ماهت به پیش پایت چونین نگارد/ تمام عمرم برای مهدی/ شود وجودم فدای مهدی/ سپاس گویم خدای مهدی/ شنیدم آخر ندای مهدی/ تمام عمرم برای مهدی- کلیپ زیبا و دلنشین "به ماه رویت" با صدای علی فانی، کاری از استودیو شیعه ویژن، لینک دانلود در ادامه مطلب...

بهارو صدا کن

 


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:40 | نویسنده : حبیب |

ای آرزوترین بهار/ تنها امید روزگار/ آرامش دل‌های زار/ ماه شب‌های انتظار/ بیا برگرد ای مسافر خسته ...

کلیپ زیبای باران دوازدهم به مناسبت شعبان 1436 کاری از استودیو شیعه ویژن، با صدای حامد جلیلی. لینک دانلود در ادامه مطلب

 

کلیپ زیبای باران دوازدهم + لینک دانلود

 

دریافت نسخه QHD

با حجم 201.24MB

http://bayanbox.ir/st/images/others/dn.png

دریافت نسخه HD

با حجم 92.61MB

http://bayanbox.ir/st/images/others/dn.png


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:39 | نویسنده : حبیب |

یکی از اعتقادات ويژه‌اي كه شيعه دوازده امامي آن را باور دارد، عقيده به رجعت است. رجعت در لغت به معناي بازگشت است. معني اصطلاحي رجعت از ديدگاه شيعه اين است كه خداوند هم زمان با ظهور حضرت مهدي(عج) شماري از امت محمد(ص) را پس از مرگشان و پيش از قيامت بر مي انگيزاند واين باور از ويژگيهاي مذهب آل محمد(ص) مي باشد كه قرآن نيز بر درستي آن گواهي مي دهد.

دانشمند بزرگ شيعه، مرحوم سيد مرتضي علم الهدي عقيده بر رجعت از ديدگاه اماميه را چنين توضيح مي دهد: باور شيعه اماميه اين است كه خداوند متعال به هنگام ظهور امام زمان (عج) گروهي از شيعيان راكه پيش از ظهور آن حضرت از دنيا رفته اند به اين جهان باز مي گرداند تا آنان به پاداش ياوري و همراهي و درك حكومت آن وجود مقدس نايل گردند. اصل رجعت در مهدویت

همچنين خداوند برخي از دشمنان آن حضرت را زنده مي كند تا از آنان انتقام گيرد، بدين صورت كه آشكار شدن حق و بلندي مرتبت پيروان حق را بنگرند و اندوهگين شوند.

از ديدگاه دانشمندان شيعه، هيچ گونه ترديدي در اصل «رجعت» وجود ندارد و همه عالمان بزرگ شيعي اعتقاد به رجعت را از ويژگي هاي پيروان اهل بيت بر شمرده اند.

مرحوم علامه مجلسي در كتاب گرانسنگ بحار الانوار مي فرمايد: عقيده به رجعت، در تمام دوران ها مورد اتفاق مذهب شيعه بوده و اين سخن چندان آشكار است كه كسي نمي تواند به انكار آن برخيزد.

شيخ مفيد و سيد مرتضي نيز اعتقاد به رجعت را نزد شيعه اجماعي شمرده‌اند.

مرحوم شيخ حر عاملي مي فرمايد: فراواني شمار نويسندگاني از شيعه كه روايات مربوط به رجعت را در كتاب هاي خويش گرد آورده اند- كه تعداد آن از هفتاد كتاب بيشتر است - دليل بر قطعي بودن اعتقاد به رجعت از ديدگاه شيعه است.

شيخ صدوق نيز اعتقاد به رجعت را از ويژگي هاي پيروان تشيع دانسته است.

دانشمندان شيعه براي اثبات رجعت به دلايل قرآني، روايي و اجماع تمسك جسته اند كه ما تنها به نقل نمونه هايي از اين استدلال ها بسنده مي كنيم:

گواه روشن تحقق رجعت، پيش از هر چيز قرآن كريم است كه در آيه 84 سوره نمل مي فرمايد:(و يوم نحشر من كل امة افواجاً ممن يكذب بآياتنا فهم يوزعون)؛ روزي كه از هر ملتي، گروهي از آنان را كه آيات ما را تكذيب مي كردند، زنده مي گردانيم.

در اين آيه شريفه كه براي اثبات رجعت مورد استناد ائمه(ع)  و دانشمندان شيعه قرار گرفته است، سخن از روزي است كه تنها گروهي (و نه همه مردم) برانگيخته مي شوند، در حالي كه در قيامت بنا به تصريح قرآن كريم همه انسان ها برانگيخته مي گردند، آنجا كه مي فرمايد: و يوم ينفخ في الصور ففزغ من في السموات و من في الارض الا من شاء الله و كل اتوه آخرين ؛ روزي كه در صور دميده شود، همه كساني كه در آسمان ها و زمين هستند، مگر آن كس كه خدا را خواهد، به شدت مي ترساند و همگان با ذلت نزد او حاضر مي گردند.

از مقايسه اين دو آيه شريفه چنين به دست مي آيد كه آيه نخست مربوط به روزي غير از قيامت است و آن همان روزي است كه در روايات اهل بيت به نام «رجعت» معروف گرديده است.

اما دليل اصلي اثبات رجعت روايات بي شماري است كه بر وقوع آن صحه مي گذارد.

مرحوم علامه مجلسي نام بيش از پنجاه تن از عالمان و محدثان شيعه را ذكر مي كند كه روايات رجعت را در كتاب هاي خويش آورده اند كه اسامي برخي از آنها بدين قرار است: سليم بن قيس هلالي، حسن بن صفار، علي بن ابراهيم قمي، ثقة الاسلام كليني، عياشي، كشي، شيخ صدوق، شيخ مفيد، سيد مرتضي، ابوالفتح كراجكي، نجاشي، شيخ طوسي، ابن طاووس و ... .

مرحوم علامه مجلسي در باره روايات رجعت مي فرمايد: كسي كه به حقانيت ائمه اطهار(ع) ايمان دارد چگونه مي تواند درباره مسأله متواتري كه از آنان نقل شده و نزديك به دويست روايت صريح در اين زمينه رسيده و بيش از چهل تن از ثقات و عالمان شيعه آنها را در كتاب هاي خود آورده اند، ترديد كند؟

به راستي اگر مسأله‌اي مثل رجعت را نتوان از امور متواتر دانست، پس در كدامين موضوع مي توان ادعاي تواتر نمود؟

شيخ حر عاملي نيز روايات رجعت را فزون از شمار دانسته و در باره آن قائل به تواتر معنوي شده است. ما در اين مقام تنها به نقل دو روايت از روايات بي شمار رجعت مي پرازيم:

1. از امام صادق(ع) درباره آيه: ربنا امتنا اثنتين و احييتنا اثنتين پرسش شد، حضرت در پاسخ فرمود: ذلك في الرجعة؛ اين آيه در مورد رجعت است.

2. همچنين آن حضرت فرمود: ليس منا من لم يؤمن بكرمنا، هر كس به رجعت ما ايمان نداشته باشد، از ما نيست.

افزون بر قرآن و روايات، شمار فراواني ازعالمان شيعه، عقيده به رجعت را در نزد اماميه اجماعي دانسته اند.

ج) مباحث مربوط به كيفيات رجعت امرى مسلم و ضرورى نيست لكن برخى مطالب از روايات رجعت استفاده مى‏شود مثل اين كه كسانى كه در زمان حضرت مهدى رجعت مى‏كنند دو دسته‏اند يك دسته مؤمنان بسيار خالص به تعبير روايات ممحّض در ايمانند، (بحارالانوار، ج 53، ص 39، حديث 1) و يك دسته بدكاران بسيار بد به تعبير روايات ممحّض در شرك، (همان مصدر). مؤمنان خالص براى ديدن دولت كريمه اهل بيت و رسيدن به ثواب نصرت و يارى امام زمان و طاغيان بسيار شرور براى عقوبت و انتقام گرفتن از آنان. در برخى روايات، اصحاب كهف و سلمان و ابوذر و مقداد و مالك اشتر جزو ياران رجعت يافته حضرت مهدى(عج) شمرده شده است، (رجعت، علامه مجلسى، كانون پژوهش اصفهان، چاپ اول، ص 45) و در برخى روايات از رجعت پيامبران الهي به ويژه پيامبر اكرم(ص) و حضرت على(ع) و امام حسين(ع) سخن به ميان آمده است، (بحارالانوار، ج 53، ص 39، باب الرجعه احاديث 2 و به نمونه هاي اشاره مي شود: 

الف: روايات

1.ابي خالد کابلي از امام سجاد عليه السلام نقل مي کند که آن حضرت در تفسير«ان الذي فرض عليک القرآن لرادک الي معاد؛ آن کسي که قرآن را بر تو فرض نمود، تو را به باز گشتگاهي بر مي گرداند» (قصص، آيه 85) چنين فرمود: «يرجع اليکم نبيکم و امير المومنين و الائمه؛ پيامبر و امير المومنين و همه امامان (ع) به سوي شما باز مي گردند. در روايت ديگر مي خوانيم که معناي «لا ويرکم امامه؛ يعني اين که امير المومنين و امامان در دوران رجعت نشان داده مي شوند.

در روايات ديگري امام صادق عليه السلام فرمود: اولين شخصي که به دنيا رجعت خواهد کرد، امام حسين عليه السلام است ايشان آنقدر در زمين زندگي خواهد نمود تا آنکه از فرط پيري دو ابروي او بر چشمانش بيفتد.

و امام صادق عله السلام فرمود: «خداوند هيچ پيامبري را از آدم تا ساير انبياء مبعوث نکرد جز آن که به دنيا باز گشته و رسول خدا (ص) و امير المومنين را ياري خواهند کرد.

ب: زيارت:

1.در زيارت جامعه مي خوانيم «... من به هم آنچه شما به آن مومن هستيد ايمان دارم ... به شما معترف و به بازگشت شما معتقد هستم و رجعت شما را تصديق مي نمايم به انتظار فرمان و دولت شما به سر مي برم.» 

2.در زيارت وارث مي خوانيم «و اشهد الله ... و بايابکم موقن؛ خدا و ملائکه و انبياء و رسولان را گواه مي گيرم که به شما مومن هستم و به بازگشت شما يقين دارم.» 

3. در زيارتنامه ديگري مي خوانيم «من از جمله کساني هستم که قائل به فضل شما و اقرار کننده به رجعت شما هستم و (در اين مورد) منکر قدرت خدا نبود و جز آنکه مي خواهد اعتقادي نداريم

4. در زيارت اربعين مي خوانيم «گواهي ده که من نسبت به شما مومنم و به باز گشتگان يقين دارم به واسطه دستورهاي دينم و پايان کارهايم، و دل در برابر دل شما تسليم است.

5. در زيارت عسکريين مي خوانيم «در حالي که به بازگشت شما اعتقاد دارم و دولت شما را تصديق مي کنم و چشم به راه امر شمايم و به مقام و منزلت شما اعتراف مي کنيم.

نتيجه:

مجموع روايات و ادعيه نشان مي دهند که امامان (ع) رجعت دارند اما مسائل ريز آن خيلي براي ما روشن نيست


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:36 | نویسنده : حبیب |

برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:35 | نویسنده : حبیب |
 ما از غربت تمام ائمه زیاد شنیدیم .اما به غربت امام زمان کمتر اندیشیده

یا اصلا فکر نکرده ایم و این خود اولین بیت از مثنوی هفتاد من کاغذ است.

نا آگاهی از غربت

یادتون میاد وقتی مهد کودک می رفتیم کسی ما را با مهد امام عصرمون آشنا نکرد.

در کلاس اول دبستان معلممون,الف بای عشق او را برایمان هجی نکرد و نام زیبای اورا سر مشق دفترچه تکلیفمان نکرد.

در دوره راهنمایی,هیچ کس مارا به خیمه ی سبز او راهنمایی نکرد.

در سالهای دبیرستان کسی ما را با او که مدیر عالم امکان هستی بود پیوند نزد.

در کلاس تاریخ کسی ما را با تاریخ غیبت,غربت و تنهایی او آشنا نکرد.

در درس دینی به ما نگفتن"با ب الله"و"دیان دین" حق اوست.

دریغ که در کلاس ادبیات,آداب ادب ورزی به ساحت قدس او را گوش زد نکردند.

افسوس که در کلاس تقاشی,چهره ی مهربان اورا برایمان به تصویر نکشیدند.

چرا موضوع انشای ما,به جای "علم بهتر است یا ثروت" از او و ظهور او وروش جلب

رضایت او نبود؟!مگر نه بی او,نه علم خوب است و نه ثروت؟

کاش در کنار زبان بیگانه,زبان گفتگو با او رانیز به ما می آموختند .

قطب شمال و جنوب جغرافیایی و قطب مثبت و منفی آهنربا و خواص آنها راشناختیم

اما ندانستیم که قطب عالم امکان هستی, اوست.

ای کاش در کنار انواع و اقسام فرمولهای پیچیده ریاضی,فیزیک و شیمی ,فرمول ساده ارتباط با اورا به ما یاد می دادند.

در درس فیزیک,قوانین شکست نور را به او آموختند,ولی نفهمیدیم نور خدا اوست.

وقتی برای کنکور درس می خواندیم کسی ما را برای ثبت نام در دانشگاه معرفت و محبت امام زمان تشویق نکرد.

از فضای نیمه بسته مدرسه وارد فضای باز دانشگاه شدیم.در دانشکده وضع از این هم اسف بارتر بود.

بازار غرور و نخوت پر مشتری واسباب غفلت فراهم بود.خیلی ها راگرفتار تب مدرک گرایی می دیدیم.

علم آن چیزی بود که از فلان کتاب مرجع اروپایی یا فلان مجله امریکایی ترجمه می شد,

مولای من در دانشگاه هم کسی برایمان از تو سخن نگفت.پرچمی به نام تو افراشته نبود.

در دانشگاه هم تو از یاد رفته بودی.

بیا هجرت کنیم اکنون به سویش

رویم العفو گویان رو به سویش

ز رنج غربتش یادی نماییم

امام خویش را یاری نماییم

حالا دیدید غریبی آقا امام زمان یعنی چه؟؟؟؟

     


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 31 تير 1394برچسب:, | 11:29 | نویسنده : حبیب |


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, | 15:26 | نویسنده : حبیب |


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, | 15:25 | نویسنده : حبیب |

      روزها میگذرند هفته ها میگذرند

                            عمرها میگذرند جمعه ها می آیند

                                          ترسم تو بیایی و من آنروز نباشم....

اللّهم عجّل لولیک الفرج...


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, | 15:19 | نویسنده : حبیب |


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, | 15:19 | نویسنده : حبیب |

قطعه گم شده از پر پرواز کم است،،یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است،،عرق شرم زمین است که سرباز کم است

اللهمّ عجّل لولیّک الفرج...


یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان (عج) بفرستید.havaryoon.ir

برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, | 15:18 | نویسنده : حبیب |

امام صادق (علیه السلام) : از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که در مورد آیه (( هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب )) فرمود : متقین ، شیعیان علی بن ابیطالب (علیهماالسلام) هستند و غیب هم حضرت مهدی (عجل الله فرجه) غایب است. 
یوم الخلاص صفحه 223 ، الزام الناصب صفحه 137
امام صادق (علیه السلام) : نزدیکترین حالت بندگان به خدا و خشنودی او از آنها هنگامی است که حجت خدا در میان آنها نباشد و برای آنها ظاهر نشود و آنها محل او را ندانند. ولی در عین حال معتقد باشند که حجت خدا هست ، در این زمان شب و روز در انتظار فرج باشند. 

بحارالانوار جلد 52 ، صفحه 145
حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) : خوشا به حال کسانی که در غیبت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) صبور باشند و خوشا به حال کسانی که در محبت ورزیدن در راه اهل بیت (علیهم السلام) استوار ماندند ، خداوند آنها را در کتابش این طور توصیف نموده است : سوره مجادله آیه 22 (( آنها که به جهان غیب ایمان آوردند )) آنها حزب الله هستند ، آگاه باشید به درستی که حزب الله رستگار است. 
بحارالانوار جلد 52 صفحه 143
آقاامام باقر (علیه السلام) : کسی که در حال انتظار امام زمان (عجل الله فرجه) مرده باشد ، زیان نکرده اگرچه در میان خیمه با لشگر حضرت نمرده باشد. ( یعنی هرجا بمیرد ، پاداش شهید را دارد ) 
منتخب الاثر صفحه 498 
حضرت رسول الله (صلی الله علیه وآله) : به زودی بعد از شما گروهی می آیند که پاداش یک نفر از آنها به اندازه پاداش پنجاه نفر از شماست . آنها عرض کردند : ای رسول خدا ، ما در جنگ بدر و احد و حنین با تو بودیم و درباره ما قرآن نازل شد. رسول خدا (صلوات الله علیه وآله) فرمود : آنچه را که آنها به دوش گرفتند ، اگر بر دوش شما می نهادند ، مثل آنها صبر و استقامت نمی کردید. 
بحارالانوار جلد 52 صفحه 130

برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, | 15:16 | نویسنده : حبیب |


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, | 15:14 | نویسنده : حبیب |


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, | 15:12 | نویسنده : حبیب |

صور رمضان صور هلال رمضانصور هلال رمضاناحلى صور رمضان

صور رمضان

 

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, | 15:10 | نویسنده : حبیب |

 

 

زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد

 

خداوند انشالله اهانت کنندگان به رسول الله(ص) را به راه راست هدایت کند. پیامبر گرامی اسلام در زمان زندگی گرامیشان هم مورد اهانت های بسیاری قرار گرفتند و این ها هم از نسل همان افراد رذل و بی منطق زمانه اند. درود خداوند بر خاتم الاوصیا حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص)


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:26 | نویسنده : حبیب |

 

در سال ۶۱۷ میلادی (۶ ق.ه.)، رهبران مخزوم و بنو عبد شمس، دو خاندان مهم قریش، خاندان بنی هاشم (رقیب تجاریشان) را تحت محاصره اجتماعی و اقتصادی قرار دادند. به گفتهٔ آلفورد ولش در دانشنامه اسلام، ممکن است که آن بخش از داستان که در آن بنی هاشم مجبور شده به شهر خودشان(شعب ابیطالب) رفته و از تجارت و ازدواج با آن‌ها خودداری کند اغراق شده باشد و قرآن برخلاف سیره‌های پیامبر دربارهٔ این داستان سکوت کرده‌است. هدف این بود که بنی هاشم را تحت فشار قرار دهند تا دست از نگهبانی از جان محمد بردارد. این محاصره سه سال به طول انجامید اما در پایان شکست خورد زیرا هدفش را برآورده نمی‌کرد.

در سال ۶۱۹ میلادی (۴ ق.ه.) هم خدیجه همسر محمد و هم عمویش ابوطالب، درگذشتند. با درگذشت ابوطالب (که رهبری خاندان بنی هاشم را به دست داشت)، رهبری این خاندان به ابولهب که دشمن دیرینه محمد بود، سپرده شد. علاوه بر این اگرچه محمد در سال‌های پایانی هنوز پیروان اندکی به دست می‌آورد، اما در کل تلاش‌های او در مکه شکست خورده بودند. محمد برای یافتن یک پشتیبان و دعوت به اسلام، به طائف (از شهرهای معروف عربستان در نزدیکی مکه) رفت اما تلاش او با شکست روبه‌رو شد و مورد حمله و آزار مردم آن شهر نیز قرار گرفت. بنابراین ناچار به بازگشت به مکه شد و با کمک یکی از اهالی مکه به نام «مطعم ابن عدی» و پشتیبانی قبیله بنی نوفل، امکان ورود دوباره او به زادگاهش در شرایطی امن، فراهم آمد.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:24 | نویسنده : حبیب |

در سال ۶۱۵ میلادی (۸ ق.ه.)، برخی از پیروان محمد به حبشه هجرت کردند و تحت پشتیبانی نَجاشی، پادشاه مسیحی حبشه، آن جا ساکن شدند.

ابن سعد به دو هجرت مجزا اشاره می‌‌کند. به گفته وی اکثر مهاجرین گروه اول پیش از هجرت مسلمانان به مدینه به مکه بازگشتند در حالی‌ که گروه دوم در بازگشت مستقیماً به مدینه رفتند. ابن هشام و طبری اما از یک مهاجرت (از مکه به حبشه) سخن می‌‌گویند. این روایات مؤید این مساله هستند که آزار و اذیت شدن مسلمانان در مکه نقش بزرگی‌ در تصمیم محمد مبنی بر پیشنهاد مهاجرت به حبشه داشته است. گرچه مونتگومری وات نشان می‌‌دهد که سناریوی مهاجرت به حبشه خیلی‌ پیچیده تر از آنی‌ بوده است که در متون قدیمی‌ تاریخی آمده. او نتیجه می‌‌گیرد که دلایلی همچون اشتغال به تجارت -جهت رقابت احتمالی‌ با خانواده‌های تاجر مکه- و یا وجود نوعی تفرقه بین گروه‌هایی‌ از تازه مسلمانان در مهاجرت به حبشه نقش داشته است. بر اساس نامه معروف عروه (مندرج در طبری) اکثر مهاجران پس از قویتر شدن اسلام -به دنبال اضافه شدن عمر و حمزه به مسلمانان- به شهر خود باز گشتند. در عین حال داستانی کاملا متفاوت در مورد دلیل بازگشت مهاجران حبشه به مکه بیان شده است. این داستان که با نام «غرانیق» شناخته شده‌است در تاریخ طبری،تفسیر طبری، طبقات ابن سعد و اسباب التنزیل واقدی با سندهای مفرد نقل شده‌است. اما در سیره ابن هشام و (احتمالا) در سیره ابن اسحاق نقل نشده است. بر پایه این روایت، محمد هنگام خواندن سوره نجم، دو آیه را که شیطان به وی القا کرده بود خواند و وجود سه خدای مکه — که دختران الله خوانده می‌شدند — را پذیرفت، آن‌ها را ستایش کرد، و شفاعتشان را وارد دانست. اخبار این ماجرا به مسلمانانی که به حبشه هجرت کرده بودند رسیده و برخی از آن‌ها قصد بازگشت به مکه را کردند. این روایت‌ها ذکر می‌کنند که پس از فروآمدن جبرییل بر محمد و آگاه ساختن او، وی این آیه‌ها را پس گرفت. نوشته‌های دانشمندان اسلامی از قرن چهارم اسلامی به بعد شدیداً درستی ِ تاریخی این روایت را زیر پرسش بردند.[۵۶] مونتگومری وات این حادثه را به اندازه‌ای شگفت انگیز می‌داند که نمی‌تواند آن را به عنوان اختراع محض بپذیرد. او به استناد قرآن (حج، آیه ۵۲) بر این باور است که دست کم در وحی در یک مورد شیطان چیزی به او افکند. در مقابل دانشنامه اسلام دلیل وات را ناکافی می‌‌داند و می‌‌نویسد "داستان [غرانیق] در شکل فعلی آن به گونه ای که توسط طبری، واقدی و ابن سعد نقل شده تحت عنوان واقعیت تاریخی به دلایل مختلف قابل پذیرش نیست." این دانشنامه اما امکان وجود برخی‌ حقایق تاریخی پشت این داستان را منتفی نمی‌‌داند.

تقریباً همگی مسلمانان سراسر سده‌ها، این داستان را ساختگی دانسته و رد می‌کردند. بیش تر مسلمانان دوران معاصر تا پیش از انتشار رمان جنجالی «آیات شیطانی» در دهه ۱۹۸۰ میلادی به دست سلمان رشدی در این مورد، از این ماجرا آگاهی ای نداشتند.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:22 | نویسنده : حبیب |

File:Cave Hira.jpg

 

بنابر برخی روایت‌های اسلامی، محمد پیش از بعثت، هر سال چند هفته را در غار حرا به عبادت و تفکر می‌پرداخته‌است. زمانی که محمد چهل سال سن داشت، در یکی از شب‌های سال ۶۱۰. م (۱۳ ق.ه.)، جبرییل بر محمد ظاهر شد و ۳ بار به او گفت: «إقرأ — بخوان!» و سپس این آیه‌ها را برایش خواند:

(به عربی: إقرأ بِاسمِ رَبّك الّذي خَلَق. خَلَقَ الإنسانَ مِن عَلَق. إقرأ وربُّك الأكرَم، الَّذي عَلَّمَ بِالقَلَم، عَلَّمَ الإنسانَ ما لَم يَعلَم.)

بخوان به نام پروردگارت که آفرید. که انسان را از خون بسته (علق) آفرید. بخوان که پروردگار بسیار بخشنده‌است، آن که با قلم آموزش داد. به انسان آموخت آنچه را که نمی‌دانست. سوره علق، آیه‌های ۱ تا ۵

به نوشته پیترز نخستین سورهٔ وحی‌شده به محمد نامعلوم است و می‌تواند سوره‌های دیگری نیز باشد.

دعوت علنی و مخالفت‌های قریش

بر پایهٔ روایت‌های اسلامی، خدیجه زن محمد نخستین کسی بود که به پیامبری او ایمان آورد. کمی بعد علی پسرعموی ده ساله محمد، ابوبکر دوست نزدیک او و پسرخوانده‌اش زید بن حارث نیز به خدیجه پیوستند و نخستین کسانی بودند که به محمد ایمان آوردند.

بنابر سیره ابن اسحاق، محمد تا سه سال دین تازهٔ خود را پنهانی تبلیغ می‌کرد. بر پایهٔ روایت‌های اسلامی هنگامی که آیه «و خاندان خویشاوندت را هشدار ده!»[شعراء ۲۱۴] فروفرستاده می‌شود، محمد، خویشاوندان نزدیکش در بنی‌هاشم شامل بنی عبدالمطلب ابن عبد مناف را که ۴۵ نفر می‌شدند، دعوت می‌کند و ایشان را پند و اندرز می‌دهد: «ای پسران عبدالمطلب!... خدا به من فرمان داده‌است تا شما را به سویش فرابخوانم. چه کسی از شما مرا در این امر یاری خواهد کرد و برادر، وصی و جانشین من خواهد بود؟» و فقط علی که ۱۳ سال داشت، پاسخ داد. سپس محمد گفت: «این [علی]، برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. به او گوش فرادهید و از او پیروی کنید.» پس از این دیدار برخی از زنان بنی‌هاشم نیز اسلام آوردند.

بر پایهٔ روایت‌های اسلامی هنگامی که محمد مطمئن شد ابوطالب در برابر بزرگان قریش از او پشتیبانی می‌کند، بالای کوه صفا رفت و مردم را فراخواند و سپس درباره توحید(یگانگی خداوند) و باور به الله، پیامبری و روز رستاخیز با آن‌ها سخن گفت. مدتی بعد این آیه فروفرستاده می‌شود: «پس آن چه را بدان ماموری، آشکار کن و از مشرکان روی برتاب که ما شر ریشخندگران را از تو برطرف خواهیم کرد.»[حجر ۹۴] پس از آن محمد آغاز به مبارزه با بت‌پرستی می‌کند.

در آغاز دعوت بیش‌تر اهل مکه محمد را نادیده گرفتند، شماری او را مسخره کرده و برخی هم پیرو او شدند. کسانی که به محمد ایمان آوردند را می‌توان به ۳ گروه اصلی دسته بندی کرد: برادران جوان و فرزندانِ بازرگانان بزرگ مکه، افرادی که موقعیت اجتماعی دست‌اولشان را در قبیله‌شان از دست داده بودند و نتوانسته بودند آن را دوباره به دست آورند، و نهایتاً افراد ضعیف در مکه، به ویژه خارجی‌ها.

آغاز مخالفت‌ها با محمد، به گفتهٔ ابن سعد و ابن هشام پس از گفتن آیه‌هایی که در آن نیاکان بت‌پرست اهل مکه و پرستش بت‌ها محکوم شده بودند، و به گفتهٔ برخی دیگر از همان آغاز تبلیغ همگانی بود. افزایش شمار پیروان محمد باعث شد که او خطری برای قبیله‌های منطقه و حاکمان شهر بشود؛ زیرا ثروتشان به کعبه، کانون زندگی مذهبی مکه وابسته بود و محمد می‌خواست آن را برهم بزند. ردکردن مذهب سنتی مکه به ویژه برای قبیلهٔ خودش توهین‌آمیز بود؛ زیرا آن‌ها خود نگهبانان کعبه بودند. بازرگانان نیرومند مکه به قصد سازش، به محمد پیشنهاد دادند که اگر دست از تبلیغ بردارد به او اجازه ورود به حلقه درونی بازرگانان را بدهند و موقعیتش را با ازدواجی پر سود تثبیت کنند. محمد این پیشنهادها را نپذیرفت.

منابع تاریخی اسلامی مفصلاً آزار و اذیت محمد و یارانش را به ثبت می‌رساند. سمیه بنت خباب که به عنوان نخستین زن شهید اسلام شهرت دارد، بردهٔ ابوجهل بود. او با نیزهٔ اربابش به این دلیل که نمی‌خواست از اسلام برگردد، کشته شد. بلال حبشی، یک مسلمان بردهٔ دیگر، به دست اربابش امیة بن خلف شکنجه می‌شد؛ امیه سنگی، سنگین روی سینهٔ بلال می‌گذاشت تا او را مجبور کند دست از اسلام بردارد. محمد شخصاً به جز فحاشی، از دیگر اشکال آزار و اذیت جسمانی در امان بود؛ زیرا تحت پشتیبانی قبیله بنی‌هاشم بود.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:19 | نویسنده : حبیب |

 

محمد در دوران نوجوانی در جنگ‌های فجار شرکت کرد؛ اگرچه گزارش‌ها در جزئیات چگونگی شرکت او اختلاف نظر دارند. سن او در هنگام بروز این جنگ‌ها (که چندین سال طول کشید) ۱۴ تا ۲۸ سال بوده‌است.


پیمان حلف‌الفضول پس از جنگ‌های فجار در خانه «عبد الله بن جدعان» میان برخی از قبایل قریش منعقد شد تا به عدالت پایبند باشند و آن را برپا دارند و جمعا از ستمدیدگانی که قبیله ای در مکه ندارند حمایت کنند و محمد نیز در حالی که بیست ساله بود در آن عضویت یافت. محمد آورنده اسلام که در جوانی‌اش خود عضو یکی از این پیمان‌ها بوده می‌گوید؛ عوض کردن آن را با هیچ چیز دیگر خوش ندارد و حتی در دوره اسلام هم حاضر به پذیرفتن دعوت به آن‌گونه عهدی‌است.

محمد، گاه در حل اختلاف میان بزرگان شهر مداخله می‌کرد و راه‌کارهای عملی جهت حل‌وفصل اختلافات ارائه می‌کرده‌است. از سویی امانت‌داری و وفاداری نیز، از صفات برجسته محمد پیش از اسلام بوده‌است. تا جایی که گاه او را «محمد امین» می‌خواندند. محمد که مدت‌ها بود دیگر سرمایه‌ای برای بازرگانی نداشت، از سوی برخی سرمایه‌داران مکه، از جمله خدیجه، استخدام شد تا به‌نیابت از آنان به بازرگانی بپردازد. ارتباط کاری و تجاری محمد ۲۵ ساله و خدیجه که زنی بیوه و صاحب دو فرزند بود، به ازدواج انجامید و محمد از این وصلت دارای دو پسر (که در کودکی درگذشتند) و چهار دختر شد که بر اساس تمامی گزارش‌ها ازدواج موفقی بود.

با وجود این که در دوران جوانی محمد، بت پرستی در مکه مرسوم و معمول بود ولی محمد هرگز تفکرات بت پرستی نداشت و بت پرستی نکرد.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:18 | نویسنده : حبیب |

 

پیش از تولد محمد، عبدالله، پدرش، درگذشت. عبدالله بازرگانی بود که گاه با پدرش عبدالمطلب در امور تجاری همکاری می‌کرد. طبق روایات اسلامی، عبدالمطلب، پدر بزرگ محمد و بزرگ خاندان قریش، محمد را پس از تولد طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد. او ۲ سال در قبیله سعد بن بکر، شاخه‌ای از قبیله هوازن، نزد حلیمه بود (برخی از پژوهشگران غربی درستی ِ تاریخی سپرده شدن محمد به حلیمه را رد کرده‌اند). زمانی‌که آمنه، مادر محمد، به همراه محمد ۶ ساله و کنیزی به نام ام ایمن برای زیارت قبر شوهر و دیدار از خویشاوندانش راهی یثرب شد، در بازگشت در محلی به نام «ابواء» درگذشت. و پس از آن عبدالمطلب ۸۰ ساله، سرپرستی محمد را برعهده گرفت. هر چند محمد تحت سرپرستی عبدالمطلب (شخصی بانفوذ و رهبر مکه) قرار داشت؛ اما دوران یتیمی را با سختی‌های فراوان سپری کرد. یتیم بودن محمد از معدود موضوعات درباره زندگی محمد است که در قرآن بدان اشاره شده‌است: «آیا ما تو را یتیم نیافتیم؟».

در ۸ سالگی محمد، عبدالمطلب نیز درگذشت و ابوطالب، عموی محمد (که در آن هنگام نفوذ زیادی در مکه داشت) سرپرستی محمد را برعهده گرفت. محمد در ۱۲ سالگی همراه ابوطالب با کاروانی به شام سفر کرد. در منابع اسلامی مانند سیره ابن اسحاق و طبری نقل شده‌است که در این سفر با بحیرا سرجیوس (یک راهب مسیحی) دیدار کرد و بشارت پیامبریش را از وی شنید.

داستان‌های بسیاری در منابع اولیه در مورد محمد از دوران کودکی تا زمان اعلام پیامبری موجود است که از دیدگاه تاریخی، قابل اطمینان نیستند؛ زیرا تصویر محمد در این داستان‌ها بسیار متفاوت با چهره‌ای است که قرآن از محمد ارائه می‌دهد و این داستان‌ها از دیدگاه تاریخی بیش تر برای بررسی چگونگی تلقی مسلمانان از پیامبر خود اهمیت دارند.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:16 | نویسنده : حبیب |

 

نام عربی «محمد» به معنای «قابل ستایش» یا «ستوده»، که چهار بار در قرآن تکرار شده‌است، رایج‌ترین نام پیامبر اسلام است. وی همچنین به «الامین» (قابل اعتماد) معروف بود. محمد اسامی بسیار دیگری دارد، از جمله «اسامی مقدس» که به باور مسلمانان خداوند به او بخشیده و در موقعیت‌های متفاوت به آن نام‌ها خوانده شده‌است. از بین این نام‌ها، «احمد» (به معنای مورد ستایش‌ترین) به عنوان نام آسمانی و باطنی پیامبر، بیشتر مورد توجه‌است و باور دانشمندان اسلامی طی قرون متمادی بر این بوده‌است که وقتی عیسی از فرمانروایی فارقلیط (پاراکلتوس) در آینده سخن می‌راند، به احمد اشاره دارد. همچنین قرآن برای خطاب‌قراردادن پیامبر، از برخی دیگر از اسامی چون: نبی (پیامبر)، رسول (فرستاده)، طاها (تطهیرکننده، پاک و راهنما)، یاسین (مرد کمال)، مصطفی (برگزیده)، عبدالله (بندهٔ عالی خدا)، حبیب‌الله (محبوب خدا)، ذکرالله (یادآور خدا)، امین (مورد اعتماد)، سراج (روشنگر راه راست)، منیر (روشنگر جهان)، هدی (رهنمای حقیقت)، غیاث (یاری‌کننده)، بشیر (هشداردهنده)، نذیر (یادآور)، مذکر (تذکّردهنده)، شهید (گواه) و مبشر (حامل خبر خوش)، بهره می‌جوید. گاهی محمّد، با توجه به موقعیت او در هنگام وحی، با نام‌هایی مورد خطاب قرار گرفته‌است: به طور مثال او در قرآن در آیات ۷۳:۱ و ۷۴:۱، مزمّل و مدثر (به معنی «جامه به‌خود پیچیده») خوانده شده‌است. قرآن در برخی آیات تفاوت قائل‌شدن بین پیامبران را منع می‌کند. همچنین در احزاب ۴۰، محمّد را «خاتم‌النبیین» می‌خواند.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:14 | نویسنده : حبیب |

 

درباره زندگانی محمد، گزارش‌های فراوان و روشنی در متون تاریخی آمده‌است، ولی مانند هر شخصیت تاریخی پیش از دنیای مدرن، تمام جزئیات زندگی او مشخص نیست.از این‌روی که محمد از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ است، زندگانی، اعمال و افکار او طی قرن‌ها بین موافقان و مخالفانش مورد بحث بوده‌است و این سبب شده تا نگاشتن یک زندگی‌نامهٔ از او دشوار باشد. برای این منظور هم فهم اسلامی از وی به عنوان یک پیامبر و هم فهم عقلانی دانشمندان غربی بر مبنای فلسفه های مدرن باید در نظر گرفته شود.

منابع دست اول شناخت زندگانی محمد عبارت است از قرآن، گفته های محمد در قالب حدیث و آنه از کردار وی به صورت سنت ثبت شده است. همچنین زندگی نامه هایی تحت عنوان سیره نبوی در سده های 8 و 9 میلادی نگاشته شده است. قابل‌اطمینان‌ترین منبع برای بازسازی زندگی محمد، قرآن است. قرآن اشاراتی اندک و غیر منسجمدرباره زندگی محمد دارد، اما در مواجهه با رخدادهای تاریخی متغیر روزگار محمد، تصویری باثبات و صریح از او به دست داده و دربرگیرندهٔ اطلاعات نهان فراوانی از زندگانی محمد است. قرآنی که هم‌اکنون در دسترس است، عموماً در محافل آکادمیک به عنوان همان کلام خارج‌شده از زبان محمد، در نظر گرفته می‌شود؛ زیرا تلاش‌ها برای یافتن آنچه متن دست‌نخورده و اولیهٔ قرآن، متنی که تفاوتی پراهمیت نسبت به متن امروزی قرآن داشته‌باشد، ناموفق بوده‌است.

برای کشف و فهم تاریخی رویدادهای زندگی محمد، در درجهٔ دوم، آثار تاریخی مورخان در قرن سوم و چهارم هجری در دنیای اسلام می‌باشد که شامل زندگی‌نامه‌های سنتی نوشته‌شده توسط مسلمانان و گفتارهای منسوب به اوست (سیره و حدیث). قدیمی‌ترین زندگی‌نامه از محمد، نوشتهٔ ابن اسحاق با عنوان «زندگی رسول خدا» (نوشته‌شده در ۱۲۰ تا ۱۳۰ سال پس از درگذشت محمد) است که متن اصلی آن از بین رفته‌است،  ولی بخش‌هایی از آن در آثار نوشته‌شده توسط تاریخ‌نگاران بعدی، ابن هشام و طبری به جای مانده‌است. بسیاری اگرچه نه همهٔ محققین درستی و صحت این زندگی‌نامه‌های قدیمی را پذیرفته‌اند، با این وجود میزان صحت آن‌ها قابل تعیین نیست. در درجهٔ آخر اهمیت مجموعهٔ احادیث (شامل گزارش‌هایی از گفتارها و رفتارهای محمد) هستند که چندین قرن پس از درگذشت محمد نگاشته شده‌است و اکنون در دسترس‌اند که می‌توان به آن‌ها به عنوان آنچه که در حافظهٔ طولانی‌مدت جامعهٔ مسلمانان با انگیزهٔ تقلید و پیروی از محمد باقی مانده‌است، نگریست. به احادیث به عنوان منابع دقیق تاریخی، با احتیاط می‌نگرند. به تعبیر سید حسین نصر هرچند محققان پوزیتیوست، احادیث شفاهی روایت شده توسط مسلمان را معمولا بی اعتبار می دانند، این احادیث نقشی اصلی را در فهم مسلمانان از محمد ایفا می کند.

تعداد اندکی از منابع نگاشته‌شده توسط غیرمسلمانان نیز موجود است که به گفتهٔ نیگوسیان وجود تاریخی محمد را تأیید کرده و برای تقویت صحت آنچه توسط مورخان مسلمان نوشته شده‌است، سودمندند. دسته دیگری از منابع، نوشته های مسیحی سده های میانه است که با شیوه جدلی محمد را به عنوان خارج از دین یا حتی ضدمسیح تصویر کرده است. به نوشته نصر، آثار محققان غربی مدرن که از سده 18 به بعد تالیف شده است دسته دیگری از آثار است که رویکردی تاریخی تر به موضوع دارند، متاثر از مکاتب فلسفی و کلامی مدرن غرب هستند و پیامبری محمد را رد می کنند. این نوشته ها بیشتر بر جنبه ها و عوامل انسانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی توجه دارند نه امور دینی، اعتقادی و روحانی. تنها در اواخر سده بیستم نویسندگان غربی روش های علمی مدرن غربی را با یکدلی نسبت به مووع مطالعه تلفیق کردند و بخصوص به واقعیت های دینی و روحانی درگیر در مطالعه زندگی محمد توجه کردند.

از مهم‌ترین دشواری‌ها در نوشتن زندگی‌نامه محمد، نبود منابع کافی و ابهامات پیرامون عربستان پیش از اسلام است که امکان مطالعه تطبیقی و بررسی فضایی که اسلام به آن پاسخ می‌داد را سلب می‌کند. هیچ تاریخ نگاری برای شرح فضای سیاسی رایج و هیچ متن مقدسی برای شرح فضای دینی و هیچ طوماری برای شرح اختلافات فرقه‌ای، در پیش از اسلام، موجود نیست. به جای آن مقادیر متنابهی شعر وجود دارد که استفاده و بررسی صحت آن‌ها دشوار است.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393برچسب:, | 19:8 | نویسنده : حبیب |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند